مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

938

طب اكبرى ( فارسى )

زن [ آن ] محل مخصوص را مقابل سوراخ داشته بر طغار بنشيند تا دود اندر شود . و قبل را به طبيخ حنظل شستن نفع تمام دارد . و كذا محجمهء آتش بر رحم گذاشتن . و بهترين غذا ، قليه و مطنجنهء گوشت طيور و جز آنكه در او توابل گرم و زردهء بيضهء نيمبرشت كه بر او دارچينى يا تخم انجره باريك ساخته بپاشند . نوع دوم : آنكه سوء مزاج گرم در رحم افتد و منى را بسوزد و فاسد سازد . و علامت او ، حرارت و غلظت و سياهى خون حيض است و موى در عانه بسيار بودن ؛ پس اگر حرارت در تمام بدن بود ، لاغرى و زردى رنگ پيدا باشد . علاج : جهت تبريد ، شربت بنفشه و نيلوفر و خشخاش و سيب و صندل و ليمو و فواكه بنوشند . و گوشت مرغ بچه و بره و بزغاله و كدو و اسفاناخ غذا سازند و زردهء بيضه و پيه ماكيان و بط به روغن بنفشه آميخته فرزجه كنند . و آنجا كه صفرا نيز غالب دانند ، به تنقيه او كوشند به چيزهاى مناسبه . نوع سوّم : آنكه سوء مزاج خشك در رحم افتد و منى را خشك سازد . و علامت او آن است كه حيض نيايد مگر اندكى و نحيف بدن باشد اگر خشكى عام بود و فرج هميشه خشك ماند و باشد كه از كثرت خشكى چنان نمايد ملمس كه پوست خشك است . علاج : جهت ترطيب ، اسپيدباجات دسمه [ يعنى چرب ] و فالودجات خورند . و شير تازه و شربت بنفشه و نيلوفر بنوشند . و روغن بنفشه و كدو و نيلوفر و پيه بط و ماكيان بر مثانه و در فرج بمالند . و مغز ايّل و روغن گاو و شير زنان و لعاب بهدانه فرادى يا مجموع به لته [ يى ] آلوده [ و ] فرزجه سازند . نوع چهارم : آنكه سوء مزاج تر در رحم افتد و ماسكهء آن را ضعيف سازد . و در او ملاستى پديد آيد و بدان سبب منى در وى نايستد در اكثر . و علامت او آن است كه از رحم [ به‌طور ] دايم رطوبت سيلان كند و اگر حمل گيرد ساقط شود و بيشتر از سه ماه قرار نگيرد . علاج : جهت تنقيهء رطوبت ايارجات خورند . و قىء در اينجا نفع تمام دارد . و اغذيه ناشفه چون قلايا به ابازير گرم و خشك تناول كنند . و شحم حنظل و انزروت و شبت و سماق و مرّ و زعفران و عود باريك ساخته به عسل آميزند و صوف در آن آلوده فرزجه