مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

925

طب اكبرى ( فارسى )

آسانى به جاى نرود [ و ] اگرچه بيمار بر پشت باز خسپد و به دست آن را بالا كند به مشقت ، باز گردد و هنگام رجوع ، قراقر كند . و هرگاه طعام بادانگيز و بدگوار خورده شود يا پياده رفتن اتفاق افتد ، روده در خايه فرود آيد و خايه [ را ] سخت نمايد گويا سنگ است . و در اين حالت اگر باز برند به مشقت تمام و تصديع بسيار ، بازگردد . و باشد كه در قيله المعا به عظم سبب ، وجعى چون وجع قولنج ظاهر شود چنان‌چه در قولنج گفته آمديم . و اين در اكثر به هلالت انجامد جهت عدم انحلال قولنج . فايده : روده [ يى ] كه به خصيه فرود مىآيد ، ثرب كه طافى اوست نيز همراه او فرو مىآيد مگر وقتى كه ثرب نيز شكافته باشد كه آن زمان رودهء تنها فرو مىآيد ؛ لعدم حيلولة الثرب . علاج : به آهستگى و نرمى بازگردانند آن را به محلش و عنف و سختى نكنند كه موجب اشتداد وجع و اتساع مجرى است . و اگر بدين قدر بازنگردد ، آب گرم به روى ريزند و در آب گرم نشانند و روغن بابونه گرم كرده بمالند و شبت پخته ضماد نمايند تا كه خصيه نرم شود ، پس به آهستگى بازگردانند و چون بازگردد ، اين ضماد استعمال نمايند تا عايد نشود : مصطكى ، انزروت ، كندر ، جوز السرو ، برگ سرو ، اقاقيا ، گلنار ، دم الاخوين ، مرّ ، شبّ ، ابهل ، صبر و حضض ، جمله مساوى بگيرند و كوفته و بيخته به سريشم ماهى كه در آب عنب الثّعلب گداخته باشند بياميزند و برلته [ يى ] كشيده بدانجا گذارند و به رفادهء هموار محكم بربندند و تا سه روز بگذرد بسته دارند . و بايد كه مريض بر پشت خفته باشد و به چيزى ملايم جهت اغتذا قناعت كند . چون مجرا بسته شود يعنى سه روز بگذرد بفرمايد تا به آهستگى برخيزد و به تدريج به مشى گرايد ؛ امّا از اطعمه و فواكه بادانگيز چون باقلا و لوبيا و عدس و امرود و سيب و خيارين و مانند آن بپرهيزد . و كذلك از جماع و نعره زدن و جستن و بر امتلاى معده مشى كردن و بر اسب تند سوار شدن و از هرچه رنج آرد و محدث سرفه بود اجتناب نمايند . و پيوسته جوارش زيره و معجون حب الغار مىخورده باشند و دايم آن مجرى را به حرير و لجام كه مخصوص بدين كار است بسته دارند ، خاصه هنگام حركت و جماع . و هيچ‌گاه در جماع اطالت نكنند و مرتكب صدمات قويه نگردند كه سخت ضرر دارد . صفت ضماد ديگر كه قايم مقام اول است : بگيرند اشق و كندر و صبر و مرّ ، از هريك