مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
926
طب اكبرى ( فارسى )
يك درم و بكوبند و يك شبانهروز در سركه تر كنند پس به هاون بسايند و قدرى ابهل باريك ساخته درو آميزند و به كار برند به طريقى كه گفته شد . و اين اضمده ، فتق مراق البطن و فتق اربيه را نيز سود دارد . قسم دوم : در قيلة الثرب . و علامت او هم همان است كه به دشوارى بازگردد و امّا قراقر نكند . « و بهما يفرق بين المعائيى و الثربى » . و پيشتر معلوم شد كه چون صفاق پاره شود يا منفذ او گشاده گردد ، گاه باشد كه ثرب در خصيه فرود آيد تنها يا مع الامعا . و گاه باشد كه ثرب نيز پاريده گردد و در اين صورت روده فقط نازل گردد . [ علاج ] : بالجمله ، علاج همان است كه در قيله الامعا گذشت . و آنجا كه ثرب تنها نازل شود ، چندان خوف ندارد و خصيه بسيار سخت نمىشود و قولنج نمىافتد . تنبيه : آنجا كه سبب قيله انفتاح و اتساع مجراى باشد ، زودتر اصلاح مىگيرد به خلاف آنكه انشقاق صفاق موجب بود كه التحام او متعسر است بلكه متعذر . و در اين صورت ، اثر اضمده بيش از اين نيست كه شق را منقبض و منضم دارد . قسم سوّم : در قيلة الريح . و علامت او آن است كه به آسانى به جاى رود ؛ خواه بيمار مستلقى بود خواه غير مستلقى و قراقر شديد داشته باشد . علاج : آن موضع را بسته دارند و از طعام و فواكه بادانگيز و از ساير حركات خصوصا از جماع بر امتلا بپرهيزند و جوارش كمون و معجون حبّ الغار و سنجرنيا و مانند آن بخورند و پنجنگشت و سداب و وج و فوتنج و مرزنجوش و شيح و نحو آن ضماد سازند . و روغن قسط و زنبق و ناردين و مثل آن بمالند . و روغن زنبق ، يك اوقيه و مشك و جندبيدستر ، از هريك [ يك ] مثقال به هم آميخته بدارند و قطرهيى چند از آن هر روز در احليل بچكانند و ادويه كه در استسقاء طبلى گفته شد به كار برند و مهما امكن [ يعنى تا ممكن است ] از جماع دورى گزينند و عند الضرور تا شكم از طعام خالى نشود مرتكب وى نگردند . و هنگام جماع و حركت ، نخست بندى مستحكم برنهند بعده [ يعنى پس از آن ] مشغول شوند . صفت حبى كه باد بشكند : تخم كرفس ، انيسون ، هزار اسپند ، مصطكى و زعفران ، از هر يك دو درم ؛ هليلهء كابلى ، بليله و آمله ، از هريك سه درم ؛ سكبينج و مقل ، از هريك يك درم ؛ پودينه ، قسط ، زرنباد ، درونج و اسارون ، از هريك نيم درم ؛ سكبينج و مقل را