مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
924
طب اكبرى ( فارسى )
آيد و پوست شكم [ كه در ] آنجا [ است ] را به حسب حجم خود بلند سازد و اين را فتق مراق البطن گويند . و معنى فتق ، شقّ است و مراق ، پوست شكم را گويند . دوم ، آنكه دو منفذ كه در آخر باريطارون پيدا آمده است يكى از آن يا هر دو گشاده شود به سببى از اسباب مذكوره خصوصا آنجا كه رطوبت مرخى معاون باشد [ و ] از آن است كه اين نوع به صبيان بيشتر افتد ؛ لكثرة رطوبة مزاجهم و ضعف اعضائهم و اغشيتهم و كثرة حركاتهم العنيفة . يا باريطارون شكافته شود از اينجا كه فىمابين دو منفذ مذكور است . بالجمله ، خواه منفذ گشاده شود خواه باريطارون از اين جايگاه شكافته گردد امّا چيزى از ما فوق در كيس انيثيين فرود آيد ، آن را على الاطلاق « قيل » گويند . و اين ، مخصوص به مردان است ؛ پس اگر نازل ، ثرب باشد ، « قيلة الثّربى » گويند . و اگر روده باشد ، « قيلة المعاء » خوانند . و اگر باد بود ، « قيلة الريح » و اگر آب بود ، « قيلة الماء » [ نامند ] . و جمهور اطبّاء قيله را « ادره » و « قرو » نيز گويند . و آنجا كه مادهء غليظ به انثيين فرود آيد و غليظتر شود ، آن را « قرو اللحمى » نامند . و بعضى قيل را به نزول ثرب و امعا و باد و غليظه مخصوص دارند و ادره را به هبوط رطوبت مائى و دموى و مانند آن . انتباه : از اين كلام در قيل و فتق ، تفاوت عموم و خصوص [ آنها ] ظاهر شد كه : فتق ، عام است و قيل ، خاص ؛ زيرا كه فتق در اصطلاح اطبّا عبارت است از اتساع آن دو مجراى كه بالاى انثيين است و نزول چيزى در كيس يا شكافتن باريطارون از هر جا كه شكافته شود ؛ پس اگر حوالى ناف شكافته شود ، « فتق مراق البطن » گويند . و اگر بيغولهء ران شكافته شود و چيزى از بالا همينجا محتبس شود و به خصيصه نگرايد ، آن را « فتق الاربيه » گويند . و اگر به خصيصه فرود آيد ، قيل نيز خوانند ؛ پس قيل ، قسمى باشد از فتق . بدان كه فتق الاربيه و فتق مراق البطن زنان را بسيار افتد . و قيل و فتق اقسام است و هريك به قسم علىحده گفته آيد ان شاء اللّه تعالى . و آنچه در اينجا مخصوص است ، قيل است و تدبير فتق مراق البطن و فتق الاربيه نيز به نوع جدا گفته آيد : قسم اوّل : در قيلة الامعاء « 1 » . و علامت او آن است كه اندكاندك پيدا شود و به
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Enterocele ; intestinal hemia .