مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

923

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1241 ] باب [ بيستم ] : در امراض صفاق و ثرب و مراق [ 1242 ] فصل [ اول ] : در قيله و فتق « 1 » [ 1243 ] [ تشريح پوشش شكم ] : پوشيده نماند كه پوشش شكم ، پوست است و غشاى خارجى كه آن را مراق گويند و عضله‌ها و دو غشاى ديگر كه يكى از اين دو غشا داخلى است و مماس معده و روده است و اين غشا را ثرب گويند [ و ] وى را ابيلس خوانند و ترجمهء ابيلس ، طافى و حاوى است . و غشاى دوم ، خارجى است و اين غشا را صفاق گويند و باريطارون خوانند جهت ممتد بودن او مر اوعيهء جوف را و ترجمهء باريطارون ، ممتد است . و اين غشاء تا تهيگاه و بيغولهء ران آمده است و در اينجا [ يعنى بيغوله ] دو منفذ ساخته شده از هر سو يكى [ از دو بخش اين غشاء ] فرود آمده است تا نزديك هر دو خصيه و اينجا گشاده شده و هريك با ديگر پيوسته و گردبرگرد هر دو خصيه يك خريطه گشته [ است ] . حقيقت پوشش شكم اينست . [ 1244 ] اكنون ، ماهيّت قيله و فتق بشنو كه : هرگاه شخصى بجهد يا صيحه كند يا بار گران بر گيرد يا جز آن هرچه از وى غشاء را آسيب رسد چون جماع بر شكم سيرى و قىء به سختى و احتباس ثفل و ريح ممدوه و مانند آن به وقوع آيد و از ضعيفى قوت ، حجاب باريطارون متأذى گردد ، از دو بيرون نباشد : يكى ، آنكه باريطارون شكافته شود از محل ناف يا برتر يا فروتر از آن و پوست شكم سالم بود ، پس ثرب و روده [ يى ] كه ما تحت اوست در اين شق درآيد و از جايگاه خود بر

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Rupture ; hernia .