مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
900
طب اكبرى ( فارسى )
نوع دوم : آنكه منى حدّت و حرقت پذيرد و به سبب لذع او طبيعت به دفع او كوشد . و علامت وى آن است كه منى زرد باشد و هنگام برآمدن سوزش كند . و ديگر اسباب سابقه گواهى دهد و باشد كه حرقت بول پديد آيد . علاج : شربتهاى سرد و تر چون شربت نيلوفر و عناب و بنفشه و دوايى كه از گلنار و تخم كاهو و خرفه و اسبغول و بيخ كاسنى و گشنيز و نيلوفر سازند و تبريد و تقليل منى نفع تمام دارد . نوع سوّم : آنكه اوعيهء منى مسترخى شود به سبب برودت و رطوبت و بدان سبب ماسكهء او ضعيف گردد و حفظ منى نتواند نمود و منى خود به خود بيرون آيد . و علامت او ، رقت منى است و به غير انضغاظ ظاهر شدن و ديگر علامت سردى پيدا بودن . فايده : اگر ضعف در ماسكه به افراط باشد ، همچنان كه منى در اوعيه آيد بيرونسو گرايد بدون نعوظ ؛ اما اگر ضعف به افراط نبود ، محتاج به ادنى حركت [ يعنى حركت كمى ] مىباشد . و اين نيز به حسب درجات ضعف متفاوت الحال مىباشد : گاه باشد كه به مجرد شروع نعوظ نازل شود . و گاه باشد كه عند انعاظ تمام و يا عند مباشرت فاحشه كه عبارت است از تلاقى فرجين بدون دخول . و هر چونكه باشد ، در اين مرض ، شدت نعوظ صورت نمىبندد . علاج : ادويهء گرم مقلل منى كه از تخم پنجنگشت و برگ پودينه و سعد و گلنار و زيره و تخم سداب و مرّ ابيض و شهدانه و شونيز و ميعهء يابسه و مانند آن سازند و بخورند و اغذيهء گرم تناول نمايند . و معجون كمونى نفع تمام دارد . نوع چهارم : آنكه در عضلهء اوعيه منى تشنّج عارض شود و به سبب عصر و افشردگى سايل شود منى . و علامت او آن است كه منى با نعوظ و سرعت و تواتر قضيب بيرون آيد . علاج : هرچه در تشنّج گفته شد استعمال نمايند . و روغنها بر عانه و خايه مالند . نوع پنجم : آنكه گرده ضعيف شوند و پيهء او از شدت حرارت شهوت يا از كثرت جماع گداخته شود و سيلان نمايد . و اين ، فى الحقيقت منى نيست ؛ بلكه شحم گرده است كه به صورت منى مىبرآيد و بر سبيل مجاز سيلان منى گويند . و علامت وى آن است كه بعد از جماع چون بول كنند چيزى غليظ سپيد بسيار برآيد به غير لذت و دفق و