مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

709

طب اكبرى ( فارسى )

آن : تخم حماض و طباشير و گل سرخ و زرشك ، از هريك پنج درم ؛ لك و زراوند ، هر واحد يك درم ؛ زعفران ، نيم درم ، كوفته و بيخته قرص سازند هريك مثقالى . و ربّ ريواج بزرگ يا انار توان داد در اينجا امّا بعد از فصد . قسم دوم : در ورم صفراوى علامت وى ، زردى زبان و روى و براز است و ناريت بول و سرعت نبض و قى صفراوى و شدت التهاب و قلق و تشنگى مفرط بودن و زبان ، متبثّر شدن به بثور صغار . و باشد كه در آخر ، سياهى بر زبان پديد آيد . علاج : براى تفتيح سدّهء ورمى ، تخم كاسنى و بيخ مهك بجوشانند و در طبيخ وى ، سكنجبين قندى ترش يار [ يعنى مخلوط ] كرده نوشانند . و براى تبريد ، شربت‌هاى سرد و تر كه قبض در آن نبود ، چون شراب نيلوفر و شراب آلو همراه سكنجبين ساده يا راوندى بايد داد و مانند آن . و بر جگر ، آرد جو و صندل و گلاب و آب كاسنى و سركه ضماد نمايند . و اگر ضرورت [ به تبريد زياد ] شود ، اندكى كافور بيفزايند . پس آنجا كه ورم به مقعر بود ، اسهال مناسب بود . و بهر اسهال ، آب فواكه و چهارگل همراه فلوس خيار شنبر آميخته و روغن بادام يار [ يعنى مخلوط ] نموده نيكوترين دواست . و در اينجا ، دست از ادرار كوته دارند . و بهر اسهال هرچند بعضى اطبا در اين مرض هليله و محموده فرموده‌اند ، ليكن حق آن است كه زنهار نبايد داد كه ضرر او بيشتر از نفع اوست . آنجا كه ورم به محدب باشد ، دست از مسهلات باز دارند و به ادرار رعايت نمايند امّا قبض هم روا ندارند ؛ [ زيرا ] كه قبض شكم ، باعث آفات است . و بهر رفع قبض ، حقنهء ملايم و مطبوخات خفيفه كفايت كند . و قال القرشى » : « و إيّاك أن تسهل و الورم حدبىّ أو تدرّ و الورم مقعّرى فيعمّ الورم . و افراط الاسهال تحلّل القوة و تضعف و اعتقال الطبيعة يولم بالمزاحمة ؛ فعليك بالتوسّط » « 1 » . و هرگاه طبع خود به خود مستسهل باشد و به قبض

--> ( 1 ) . ترجمه : « قرشى مىگويد : هيچ‌گاه در ورم محدب كبد دست به اسهال نزنيد و نيز در ورم مقعر كبد ، ادرار نياوريد ؛ زيرا باعث مىشوند ورم از محدب يا مقعر تنها به كل كبد سرايت كند . و نيز افراط اسهال ، قوت را به تحليل مىبرد و ضعف مىآورد ؛ همانطور كه اعتقال طبيعت ، به سبب ايجاد تنگى بر كبد ، دردآور است ؛ پس بايد حالتى ميانه در دفع وجود داشته باشد » . م .