مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
880
طب اكبرى ( فارسى )
و خود را به لهو و سرور و خوشبوئىها مشغول دارند . و از اغذيه هرچه مناسب حال خود دانند بخورند . و معجون لبوب ، نفع تمام دارد . نوع دوم : آنكه منى قلت پذيرد . و ظاهر است كه چون در اعضاى جماع منى بسيار نباشد ، تحريك شهوت نكند . [ 1195 ] بايد دانست كه منى ، فضلهء هضم چهارم است كه پس از توزيع و تقسيم غذا در اعضا متكون شود راشحا عن العروق . و او از جمله رطوبت غريبه است كه قريب العهد بانعقاد است و اعضاى اصلى چون عظم و غضروف و عصب و عضله و وتر و رباط و شريان و وريد و غشا از وى متكون مىگردد . طريق حصول منى ، آن است كه خمير و اصل او از دماغ فرو مىآيد از آن دو رگ كه پس هر دو گوش است و اين هر دو رگ با نخاع و اصل شده [ و ] نازل گشتهاند و از هر عضوى رئيس ، شعبه و جزوى بدين رگها پيوسته است . و همهء آن ، به رگهاى انيثيين رسيده و قدرت كاملهء صانع مطلق چنان اجرا يافته كه هرگاه آن مادهء مستعد به انيثيين آيد ، به سپيدى و غليظى گرايد ؛ چنانچه خون در پستان به شير استحاله مىنمايد . و جمهور اطبا اتفاق دارند كه منى در زن و مرد [ هر دو ] است . و نص قرآنى نيز برين دال ؛ « كما قال تبارك و تعالى : فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ » . و دليل بر آنكه خمير منى از رگهاى پس گوش مىآيد آن است كه به تجربه رسيده كه قطع اين رگها قطع تناسل مىكند . و ايضا خون اين رگها مشابه به شير مىباشد . و دليل بر آنكه از هر عضوى مترشح مىگردد منى ، آن است كه ضعيفى كه از برآمدن اندكى از اين حاصل شود از برآمدن خون كه دو چند او باشد نشود . و از آنجاست كه هر عضوى كه از پدر ضعيف باشد ، از پسر نيز همان عضو ضعيف شود در اكثر امر . علامت قلت منى ، عسر خروج اوست و نزارت [ يعنى اندكى ] او ؛ پس اگر سبب قلّت منى ، خشكى و لاغرى آلات منى بود ، نشان او غلظت منى است و به استحمام مرطّب و استكثار اغذيهء مرطبه و [ از ] درآمدن آب نفع يافتن . و اگر سبب قلت ، سردى آلات منى باشد ، نشان او شدت غلظت و جمود و برودت منى است و خروج او به دشوارى بعد [ از ] صدمات بسيار و حركت بىشمار و انتفاع يافتن از گرسنگى و حركات معتدله و ادويهء مسخنه و هواى گرم . و از اين قبيل است كه بعضى كسان را بعد از دخول ، نعوظ استكمال