مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
705
طب اكبرى ( فارسى )
[ 998 ] فصل [ پنجم ] : در نفخة الكبد « 1 » سبب آن ، آن است كه در اجزاى جگر يا در غشاى او يا در هر دو بخار غذاء غليظ جمع آيد و به سبب كثرت يا احتباس برون نتواند آمد ، پس كثيف شود و مستحيل گردد به رياح نافخه . و علامت وى آن است كه زير قبرغهء راست ، وجع تمددى پديد آيد امّا ثقل بسيار و تب هيچ نباشد و در سحنه [ يعنى هيكل بدن ] ، تغير فاحش ظهور ننمايد . و بعد از هضم طعام ، نفخ غلبه كند . [ و ] چون دست بر آن موضع نهند [ و ] اعتماد كنند [ يعنى فشار عميق دهند . ] ، قراقر كند . و اين قراقر ، نشان بودن باد است در جگر . و احساس كثرت تمدد ، نشان بودن باد است در غشاى جگر . و ايضا از علامات نفخ غشايى است كه چون دست بر او مالند يا چيزى محلّل گذارند ، تحليل يابد . علاج : كمونى و دواء الكركم و دواء المسك دهند . و شربت دينار ، به غايت مفيد . و بر نهار استحمام فرمايند . و آن جاى را و تمام بدن را بمالند بر سبيل اعتدال . و آب سرد كمتر ، بهتر . و مداومت بر [ شرب ] گلاب و عرق كاسنى [ كنند ] و باديان از همه اولىتر [ است ] . و در اينجا ، تكميد نمك و كاورس و خاكستر ، نفع بيشتر دارد . جهت غذا ، قلاياى پرمصالح و كباب و مانند آن چيزهاى كه مجفف رطوبت بود ، نافع است . و اگر ميل در او به جانب روده بود ، نخستين مسهل دهنده بعده [ يعنى پس از آن ] محلّل گذارند . و اگر توجه او به حجاب و شراسيف باشد يا به خلف ، به مدرّات رجوع نمايند . و مراعات مزاج چنانچه بالا گفته شد در همه حال لازم دانند .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Hepatic emphysema . معالجات واعظى : Hepatic tumefaction .