مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
851
طب اكبرى ( فارسى )
است و آرد جو و بنفشه و خطمى با آب كاسنى و آب عنب الثعلب سرشته ضماد كردن نفع دارد . و احتياط بايد كرد كه چون اين ضماد اخير كه همه اجزاى او سرد است استعمال نمايند ، متعاقب او قيروطى يعنى موم روغن بمالند بر سبيل تضميد تا عضو را نرم كند و كثافتى كه از مبردات رسيده باشد زايل نمايد . و اگر روغن بنفشه با اندك روغن بابونه آميخته مدام تدهين فرمايند بر عانه بهتر باشد . هرگاه مرض به انحطاط افتد و از يك هفته درگذرد ، چيزهايى كه سرد است ضماد نكنند ؛ بلكه به اشياى محلّله مليّنه كه قوى الحرارت نباشند بسند كنند ؛ چون بابونه و تخم كتان و آرد باقلى با ميپختج سرشته و مانند آن . و هر روز بايد كه به حسب تليين ماده و استعداد ، در تحليل بيفزايند ؛ پس اگر تحليل رود ، فبها ؛ و اگر نرود و روى به جمع آرد ، تدبير نضج و انفجار و تنقيهء مدّه و اندمال چنانچه در ورم الكليه ذكر يافت به كار برند . [ 1173 ] فايده : هرگاه بول حبس باشد ، شيرهء تخم خيارين و مغز تخم كدو و لعاب اسبغول دهند و تخم خطمى و خبازى هريك دو درم كوفته با شراب بنفشه بخورانند . و در اين وقت ، آن ضماد كه در او شير و كنجد است و گفته شد نفع تمام دارد . باقى تدبير اين مرض ، همان است كه در ورم گرده مذكور گشته . و تقطير ادويه در احليل ، نفع تمام دارد جهت قرب مكان . و قطورى كه در اينجا سود دارد ، لعاب اسبغول و شير عورت است با هم آميخته . و آنجا كه درد قوى بود ، جهت تخدير ، كاهو را كوفته و دانگى افيون و نيم دانگ زعفران در او آميخته با روغن بادام ضماد نمايند . و چون درد ساكن شود ، به زودى بردارند . و باشد كه تنطيل شير ، تسكين الم نمايد . فرق در آنكه ورم حار مثانه ، دموى است يا صفراوى ، از شدت عطش و وجع و جز آن كه مخصوص به صفرا است و زيادتى ثقل و انتفاخ مثانه و جز آنكه مخصوص به خون است پوشيده نيست . بدانند كه در صفراوى ، در ابتدا روادعات صرف ضماد كردن جايز داشتهاند . « و الأحوط تركه لما ذكرت آنفا » . قسم دوم : آنكه از مادهء بلغم رطب عارض شود و علامت او ثقل مثانه است . و به دشوارى برآمدن بول . و در ساقها ضعف ظاهر شدن .