مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

844

طب اكبرى ( فارسى )

هرگاه سنگ در مثانه آيد و خود به خود برنيايد و در مجراى قضيب بند ماند ، تدبير اين وقت آن است كه قضيب را در آب گرم نهند و لعاب‌هاى مناسبه و روغن‌هاى موافقه كه ذكر يافته در احليل چكانند و آهسته‌آهسته از كف دست آلت خود را بمالد به قدام تا كه سنگ برون آيد و اگر درين هنگام به سبب تعليق حصات در مجارى درد غلبه كند و بيمار مضطرب شود ، فلونيا دهند و جز آن هرچه مخدّر بود ؛ چون دواء لفاحى و بر شعثا و ترياق كهنه كه در او قوت افيون مانده باشد . گاه باشد كه سنگ از مجراى قضيب به هيچ حيله برنيايد و از شدت درد و احتباس بول ، خوف هلاك رو نمايد [ كه ] در اين حالت از دستكارى ناگزير است تا شكافته سنگ را برون آرند . و جايگاه شق [ را ] جراحان مىدانند . ذكر ادويه كه به جهت اسهال در اين مرض به كار آيد : سپستان ، انجير ، اصل السّوس و خطمى بجوشانند و مغز فلوس و ترنجبين آميخته بدهند . ذكر ادويه كه جهت ادرار به كار آيد : آنچه گرم است ، تخم كرفس ، باديان ، انيسون ، صعتر ، شونيز و هليون . و آنچه سرد است ، تخم خيارين و خسك و هندوانه و تخم كدو و كاكنج . و آنچه معتدل است ، پرسياوشان و فوه و تخم خربزه و از اين‌ها هرچه مناسب حال باشد بدهند ؛ ليكن مدرات گاه‌گاه بايد نه هميشه كه دوام او ضرر دارد . بيان ادويهء مفتّته : خسك و پودينه و افسنتين و كرفس و بيخ هليون و بيخ غار و بيخ كاكنج و بيخ باديان و سداب برى و تخم خيار و حرشف و پرسياوشان سود دارد ؛ خواه از اين ادويه معجون سازند ، خواه اقراص . و سفوف و سكنجبين عنصلى كه از اصول و به زور مفتّته و مخرجهء حصات سازند ، نفع تمام دارد . و دوايى كه مسمّى است به يد اللّه و در حصات مثانه ذكر يابد و رماد العقرب « 1 » و رماد الارنب و آبگينه كه هم‌چون غبار سائيده باشند ، و گوشت اطاغوليدوس كه مسمى است به ابو فضيل و آن ، مرغى است كه دنبال دراز دارد چون بر زمين نشيند دم بر زمين مىزند تا كه نشسته است و به هندى

--> ( 1 ) . صفت خاكستر عقرب : شيشهء سطبر در گل حكمت گيرند و كژدم در آن نهند و در تنور گرم يك شب يا كمتر گذارند و بامداد برآرند و به كار برند . و بدانند كه شيشه و آبگينه بهتر از ظرف سفال است جهت سوختن عقرب ؛ زيرا كه سفال يعنى خزف نشف مىكند و اخذ قوت وى مىنمايد و بدان سبب عمل آن خاكستر ضعيف مىگردد . طريق ديگر آن است كه عقرب را در ديگ آهن سرپوشيده در تنور معتدل شش ساعت بگذارند .