مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
831
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1159 ] فصل [ چهارم ] : اندر ريح الكليه آن ، بادى است غليظ كه در نواحى گرده تولد كند از اخلاط غليظه و از آن باد ، دردى در پشت و در گرده حاصل شود مع التمدد . و علامت او ، وجع و تمدد حوالى كمرگاه است به غير گرانى و بدون آثار سنگ گرده . و ايضا ، خاصّهء اين باد است كه در شكم تهى و حالت گرسنگى و آنجا كه هضم نيك افتد ، وجع و تمدد كمتر گردد . علاج : آنچه مدرّ و مخرج و محلّل مادهء باد بود و مع ذلك شديد التسخين نباشد بنوشند و بدان حقنه كنند . و زيره و شبت و تخم سداب و بابونه بر گرده ضماد نمايند و روغن قسط و زنبق و خيرى و سداب و مانند آن بمالند و به نمك و سبوس و خاكستر تكميد كنند . دوايى كه در اينجا سود دارد : تخم باديان و سداب و گل سرخ و انيسون و پوست بيخ باديان و پوست بيخ كبر بجوشانند و به قند شيرين كرده با مآء العسل آميخته بنوشند . و شربت بزورى سود دارد .