مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
815
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1145 ] فصل [ چهارم ] : اندر شقاق مقعد « 1 » اين ، خشكى است كه در سر سفره افتد همچون شقاقى كه در دست و پا عارض شود . و وى انواع است : يكى ، آنكه حرارت و يبوست در مقعد پديد آيد و شقاق آرد . و اين ، بيشتر افتد و علامت او ، غلبهء حرارت و يبوست است . علاج : مرهم ابيض طلا كنند . و اين قيروطى سود دارد : بگيرند روغن گل سرخ و اسپيداج و مرداسنگ و اقليمياى نقره و نشاسته و غبار الرحى و كتيرا و لعاب خطمى و اسبغول و بهدانه و پيهء بط و موم سپيد مرهم سازند چنانكه متعارف است . و شورباى چرب دهند . و اگر موجب اين حرارت ، مادهء صفرا يا خون سوخته باشد و سوزش و گرمى مقعد و ديگر آثار اينها گواهى دهد ، جهت تنقيه ، مطبوخ هليله و مطبوخ خيارشنبر دهند . و شربت بنفشه و نيلوفر و گلاب با تخم اسبغول و قند و شيرهء خرفه سود دارد . و استعمال مراهم مذكوره مفيد است . دوم ، آنكه ورم گرم مقعد سبب شقاق شود . و علامت او ، وجود ورم است و نتوّ مكان با درد شديد . علاج : تدبير ورم المقعد ، مذكور شد به حسب او به كار برند . و بدانند كه فصد باسليق و صافن و مابض و حجامت قطن در اينجا مفيد است . سوّم ، آنكه ثفل خشك غليظ هنگام برآمدن احداث شقاق نمايد . چهارم ، آنكه بواسير باعث شقاق شود . علامت هريك ظاهر است از تقدم وجود سبب . پنجم ، آنكه امتلاى رگهاى مقعد از خون و كثرت شكم رفتن [ يعنى اسهال شديد ] ، باعث شقاق نمايد . و علامت امتلاء رگها ، سيلان خون است از شقاق به افراط .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Fissure of anus ; rupture of anus .