مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

808

طب اكبرى ( فارسى )

نمايند . و اين ، هم مسكن است و هم مفتح . داروى ديگر كه درد را بنشاند : برگ كرنب بجوشانند تا مهرّا شوده به روغن گل و سپيدهء تخم‌مرغ بسرشند و قدرى افيون آميخته ضماد كنند . و مرهم اسفيداج « 1 » براى تسكين وجع مخصوص است . و اگر پياز را به روغن گاو پخته نيم گرم به مقعد گذارند ، درد بنشاند و گندنا به روغن گاو يا روغن جوز پخته و در هاون نرم كوفته همين عمل دارد . و پيهء كوهان شتر در تذويب و گداختن افزونى بواسير و تسكين الم نفع تمام دارد بمالند يا حمول سازند . و زردهء بيضه با روغن گل نفع تمام دارد . ادويه‌يى كه جهت قبض خون بواسير به كار آيد : قرص كهربا ، حب مقل ممسك « 2 » و معجون خبث الحديد بخورند . و شياف كحلى « 3 » بردارند . و طبيخ مازو و پوست انار و مورد و تخم گل و اقاقيا و مانند آن بر سفره ريزند و آبزن سازند . و اگر پشم خرگوش و نسج عنكبوت به آب لسان الحمل يا به آب تنها تر كرده به ذرور قابضه يا به سحيق مرداسنگ و اسپيداج بيالايند و بر مقعد نهند و به عصابه بربندند ، خون را بند كند فى الفور . اكنون ، تدبير قطع بيان كنم : بايد دانست كه قطع ، علاج تام است و خوف هم دارد ؛ پس ما دام كه ضرورت قوى نباشد ، به قطع نپردازند . و قطع ، يا به آهن است يا به وضع ادويهء اكّاله چون چون ديگ بر ديگ و فلدفيون و زرانيخ . و هر چون‌كه باشد ، صواب در آن است كه [ دانه‌هاى بواسير ] همه را نبرّند بلكه يكى بگذارند تا احيانا اگر ماده بدان‌سو آيد ، برآمدن او را راه باشد و از آفات مذكوره خوف نباشد ؛ چنانچه در وصاياى « ابقراط » است : « و لا يجوز اسقاط كل البواسير بل يجب أن يترك واحد منها » . و نيز گفته‌اند صواب آن است كه اگر بواسير متعدد باشد ، نخستين يكى را ببرّند و بعد از آنكه او نغز شود [ يعنى

--> ( 1 ) . صفت آن : سپيدهء ارزير ، موم سپيد ، روغن گل با هم حل كنند تا يكسان شود پس به كار برند . ( 2 ) . صفت حب مقل ممسك : هليلهء سياه ، پوست هليلهء كابلى ، پوست بليله ، آملهء مقشر و مقل ، از هريك دو درم ؛ مرجان ، كهربا و صدف سوخته ، از هريك يك درم ، مقل [ را ] در آب آهنگران حل كنند و ديگر ادويه [ را ] كوفته و بيخته به هم بسرشند و حب سازند و دو درم بخورند . نوع ديگر : هليلهء كابلى ، سى درم به روغن گاو بريان كرده ؛ كهربا ، ده درم ؛ مقل ، چهل درم ، مقل را در آب گندنا حل كنند و ديگر ادويه [ را ] كوفته و بيخته به آن بسرشند و حب سازند . شربت ، دو درم . ( 3 ) . صفت شياف كحلى : كندر ، گلنار ، مازو ، سرمه ، شب ، اقاقيا ، صمغ عربى ، برابر بگيرند و شياف سازند و بردارند .