مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

801

طب اكبرى ( فارسى )

لعاب و خشكى لب در روز و ترى آن در شب . و معرفت حيّات اين قسم ، آن است كه بيمار در حمام درآيد و زمانى طويل بنشيند تا بدن او گرم شود و تشنگى غلبه نمايد ، پس پاره‌يى از يخ يا ظرفى تنگ به آب شديد البرد پر كرده بر شكم او نهند و بمالند و ببينند : پس اگر بالاى ناف او بلندى پديد آيد و اثر حركت در آنجا محسوس شود ، نشان حيات باشد . و اگر در زير ناف [ او ] نتوّ و بلندى معلوم گردد ، نشان حبّ القرع باشد . علاج : در قتل و اخراج كوشد بدانچه در حيّات ذكر شد . و از ادويه هرچه قوىتر بود ، استعمال نمايند ؛ زيرا كه محل اينان فروتر از محل حيّات است و دواى مشروبه اگر قوى نبود ، تا [ قبل از ] رسيدن به امعاى غلاظ ، قوت او شكسته شود و عمل نيك نكند ؛ لهذا نفع حقنه در اينجا بيشتر است . و بعد از آنكه كرم برآيد ، جهت انقطاع رطوبات لزجه كه مادهء كرم است ، آبكامه بر نهار بنوشند و از هريسه و پايچه و پنير تر و شير و مانند آنكه مولّد رطوبت [ غليظ لزج ] بود بپرهيزند . و اگر شب سركه بنوشد خاصه اگر عنصلى بود يا با بعض ادويهء نافعه ممزوج باشد ، قطع مادهء ديدان نمايد . صفت دوايى كه به حب القرع و به قسم سوّم كه نوعى است از آن سود دارد : درمنهء تركى و برنگ كابلى مقشر ، از هريك مثقالى ؛ نمك هندى ، دانگى و نيم ؛ تربد ، يك درم ؛ شحم حنظل ، دانگى ، نرم بكوبند و به قانونى كه در حيّات گفته شد بدهند با شير آميخته يا با چيزى ديگر . دوايى كه حب القرع و رطوبات لزجهء فاسده را از امعا برون آرد : برنگ كابلى مقشر ، هفت درم ؛ تربد ، دو درم ؛ مويز سياه ، پنج درم ، به هم آميزند و مقدار حاجت بخورند . ديگر ، آنچه در قسم اوّل گفته شد از مراعات مزاج مرعى دارند . قسم چهارم : آنكه خرد بود « 1 » شبيه به كرمى كه در سركه و پنير مىافتد و اين در رودهء مستقيم پيدا مىشود . و اگرچه لفظ ديدان بر همهء اصناف كرم اطلاق كرده‌اند ، امّا در اكثر جا مراد از ديدان همين قسم مىباشد . و علامت او خارش و دغدغهء مقعد است و ظهور وى با ثفل . علاج : حقنه كنند به چيزى « 2 » كه روده را پاك كند . و پنبه به روغن خستهء زردآلو

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Thread worms . ( 2 ) . صفت حقنه كه در اين قسم رابع جليل الاثر است و همه را سود دارد : بابونه ، اكليل الملك ،