مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
802
طب اكبرى ( فارسى )
تلخ يا در آب سداب تر كرده حمول سازند . و همين عمل دارد صبر كه در آب افسنتين يا در آب برگ شفتالو يا در قطران حل كنند و پنبه بدان آلوده بردارند . و اگر مريض كودك بود : درمنه ، يك مثقال ؛ صبر سقوطرى ، نيم درم ، كوفته و بيخته به آب برگ شفتالو آميخته بر ناف طلا نمايند . كودكان را اين مرض بسيار افتد و زود گذرد امّا پيران را كمتر افتد و مشكلتر باشد ؛ خاصه اگر دير ماند ؛ لهذا تمهل به علاج [ را ] منع كردهاند و نيكوترين حيل براى اخراج اينان آنست كه موم و حنا به هم سرشته شافه شازند و بردارند و پس از لحظهيى سوراخ مقعد طفل را برابر چراغ بدارند و آهستهآهسته كنارهاى مقعد را به سر انگشت بخارند و [ هرگاه ] كرم ظاهر شود ، بگيرند و برون آرند . و اگر حوالى مقعد [ را ] خورده باشد ، مغز خسته شفتالو و برگ سبز او به هم كوفته طلا نمايند . و خوردن شكر و نارجيل كودكان را مفيد است در اين علّت . و چرب داشتن مقعد اينان براى منع خوردن كرم و خاريدن آن نفع كلّى دارد . و زيت انفاق ، در اخراج جميع اقسام دود سود دارد بخورند يا بر مقعد بمالند .
--> - درمنه و برنجاسف ، هريك يك كف ؛ برگ سداب ، برگ شفتالو ، هريك ده درم ؛ برگ چغندر ، يك دسته ، جمله [ را ] بجوشانند و صاف كنند و شحم حنظل ، دانگى بر سر آن آميزند و حقنه نمايند .