مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 82

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1498 ] مقالهء نوزدهم : در سلعه ؛ كه ورم سفتى است كه به گوشت نچسبيده و در زير پوست قابل جابه‌جا كردن است و اقسامى چون شحميه ، عسليه ، آرد هاليه و شيرازيه دارد . [ 1499 ] مقالهء بيستم : در غدد و عقد ؛ كه اجسام سفت و گردى هستند معمولا از بلغم و گاهى از سودايند . [ 1500 ] غدد و عقد حاصل از تفرق اتصالات . [ 1501 ] مقالهء بيست و يكم : در فوجشلا ؛ اورام غير طاعونى در اعضاى غددى است . [ 1502 ] مقالهء بيست و دوم : در خنازير ؛ كه شبيه سلعه است ولى قابل جابه‌جا كردن نيست . [ 1503 ] ذكر ادويه محلّله مفجره و منضجه جهت خنازير . [ 1504 ] دو نوع ديگر از خنازير كه يكى زود زخمى مىشود و ديگرى سرطانى است . [ 1505 ] مقالهء بيست و سوم : در سقيدروس ؛ كه ورم سفت است و ماده‌اش يا سودا است يا بلغم و يا مركب از هر دو . [ 1506 ] مقالهء بيست و چهارم : در سرطان ؛ كه ورم سوداوى حاصل از احتراق صفرا يا بلغم مركب با كمى صفرا است . [ 1507 ] انتباه : سرطان ، بىدرمان است و تلاش‌هاى درمانى آن هم فقط جهت برخى اغراض چون جلوگيرى از پيش‌روى يا زخمى شدن آن و يا بهبود بخشيدن به زخم آن است . [ 1508 ] مقالهء بيست و پنجم : در عرق مدنى ( رشته ) ؛ كه رشته‌يى باريك است كه از درون بثره برمىآيد و از مادهء رديه چون خون گرم سوداوى يا بلغم سوخته است . [ 1509 ] فايده : ادويه‌يى كه بالخاصيت مانع تولد رشته است . [ 1510 ] مقالهء بيست و ششم : در جذام ؛ كه مزاج و شكل اعضاء را فاسد مىكند و از خلط سوداوى طبيعى يا سوداوى سوختهء حاصل از احتراق صفرا حاصل مىشود . [ 1511 ] مقالهء بيست و هفتم : در سعفه ؛ كه زخم سر و چهره است . و اگر زرداب از آن برآيد ، « سفعهء رطب » و « شيرپنجه » و گرنه « سعفه خشك » نامند . [ 1512 ] نوعى از سعفهء رطب كه « شهدى » نام دارد و سوراخ‌دار و با چرك است . [ 1513 ] نوعى از سعفهء رطب كه « رؤوس الابره » نام دارد و در بيخ موهاست . [ 1514 ] سه نوعى ديگر از سعفه بنام‌هاى « عجز » ، « تينى » و « مشابه سر پستان » . [ 1515 ] نوعى از سعفه بنام « سعفهء حمراء » . [ 1516 ] مقالهء بيست و هشتم : در جرب ( گرى ) ؛ كه بثور خرد و سرخ با خارش شديد است .