مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 62

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1039 ] ششم : يرقان استحصافيه ؛ يعنى حاصل از بستگى مسامّ بدن . [ 1040 ] هفتم : يرقان حاصل از استحالهء خون به صفرا به سبب شدت حرارت هوا . [ 1041 ] هشتم : يرقان حاصل از آماس جگر كه در نتيجه صفرا در جگر بماند و به مراره نرود . [ 1042 ] نهم : يرقان حاصل از سدّهء كبد كه در نتيجه صفرا را از مراره بازدارد . [ 1043 ] دهم : يرقان حاصل از حرارت سميّه مثل زهرها كه اخلاط مستعده را تبديل به صفرا كند . [ 1044 ] يازدهم : يرقان حاصل از ضعف جرم مراره و در نتيجه عدم انجذاب صفرا توسط آن . [ 1045 ] دوازدهم : يرقان حاصل از سدّهء مجراى بين جگر و مراره و در نتيجه حبس صفرا در جگر . [ 1046 ] سيزدهم : يرقان حاصل از سدّهء مجراى ما بين مراره و امعاء و در نتيجه حبس صفرا در مراره . [ 1047 ] چهاردهم : يرقان حاصل از رويش گوشت يا ثؤلول در مجراى بين مراره و امعاء يا مراره و جگر . [ 1048 ] پانزدهم : يرقان حاصل از قولنج بلغمى و انصباب مجراى صفرا توسط بلغم و در نتيجه حبس آن در مراره و پخش آن در بدن . [ 1049 ] فايدهء عامه : در تدبير ازالهء زردى چشم بعد از قطع سبب در يرقان . [ 1050 ] قسم دوم : در يرقان اسود ؛ كه برحسب سبب بر چند نوع است . [ 1051 ] اول : يرقان حاصل از سدّه در مجراى بين جگر و سپرز . [ 1052 ] دوم : يرقان حاصل از سدّه در مجراى بين سپرز و فم معده . [ 1053 ] سوم : يرقان حاصل از حرارت قويه در جگر افتد . [ 1054 ] فرق يرقان كبدى و يرقان حادث از ضعف طحال . [ 1055 ] چهارم : يرقان حاصل از جاذبهء طحال يا ماسكهء آن يا هر دو . [ 1056 ] پنجم : يرقان حاصل از ورم حار يا صلب در طحال . [ 1057 ] ششم : يرقان حاصل از دفع صفرا توسط طبيعت در بحران امراض طحال . [ 1058 ] هفتم : يرقان حاصل از سوء مزاج بارد مفرط جگر . [ 1059 ] تنبيه : علاج صورت اجتماع يرقان اصفر و اسود . [ 1060 ] فايده : معرفت آنكه سدّه در دو موضع است يا در طحال فقط . [ 1061 ] فصل دوم : در امراض مختصهء طحال . [ 1062 ] تشريح طحال . [ 1063 ] قسم اول : در سوءمزاج‌هاى طحال . [ 1064 ] قسم دوم : در ورم طحال ؛ كه دموى است يا صفراوى يا بلغمى يا سوداوى .