مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 50

طب اكبرى ( فارسى )

[ 739 ] پرهيزات لازم در تمام اقسام اورام ريه و حجب و اضلاع . [ 740 ] فصل دوازدهم : در جمود الصدر ( برد الصدر ) ؛ يعنى عضلات و حجب سينه سرد شوند و كثيف شده و نوعى تمدد بيابند كه منع قبض و بسط سينه كنند . [ 741 ] فايده : مضرات افيون و دود سرب در ايجاد جمود الصدر و ساير امراض . [ 742 ] باب دهم : در امراض قلب . [ 743 ] تشريح قلب . [ 744 ] فايده : ربط ميزان شجاعت حيوان به حجم قلب او . [ 745 ] فصل اول : در سوء مزاج دل ؛ كه گرم باشد ، يا سرد ، يا خشك يا تر . [ 746 ] فايده : چند قانون كلى در علاج تمام سوءمزاجات دل . [ 747 ] تنبيه : اگر سبب ، حرارت باشد و از تبريد نفعى حاصل نشود ، معلوم است تبريد شديدتر مىطلبد . [ 748 ] فصل دوم : در خفقان ؛ يعنى طپش قلب ؛ كه هشت قسم است . [ 749 ] اول : از سوء مزاج ساده ، كه در دل باشد . [ 750 ] دوم : از كثرت خونى كه در بدن باشد . [ 751 ] سوم : از صفراى مجتمع در عروق قلب باشد . [ 752 ] فايده : لزوم كوچ مبتلا به خفقان گرم از شهرهاى گرمسير . [ 753 ] چهارم : از مادهء بلغم باشد . [ 754 ] پنجم : از اجتماع سودا در رگ‌هاى دل باشد . [ 755 ] ششم : از استفراغات مفرط يا سوء تدبير در اكل و شرب باشد . [ 756 ] هفتم : از ذكاوت حس دل باشد . [ 757 ] فرق خفقان حاصل از ذكاوت حس دل يا ضعف حس آن . [ 758 ] هشتم : به مشاركت اندامها يا به سبب گزيدگى باشد . [ 759 ] فصل سوم : در غشى ؛ يعنى بىهوشى به سبب آزار قلب ؛ كه سببش يا تحليل روح در اثر لذت شديد يا استفراغ مفرط يا دردهاى عظيم يا سموم حاره است ؛ يا جمود و احتقان و خفگى روح است در اثر امتلاى مفرط يا غم يا ترس مفرط ناگهانى و يا شرب سموم بارده و يا سدهء شريان وريدى يا ابهر . [ 760 ] اول : غشى امتلائى ، مثل غشى ابتداى تب‌ها . [ 761 ] دوم : غشى استفراغى ؛ مثل غشى حادث از وجع ، لذت و فرح مفرط . [ 762 ] سوم : غشى به سبب وصول ابخرهء موذيه يا كيفيت سميه به دل . [ 763 ] چهارم : غشى به سبب سوء مزاج سادهء دل .