مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 51

طب اكبرى ( فارسى )

[ 764 ] دو نوع ديگر غشى به سبب انسداد شريان ريوى يا أبهر . [ 765 ] پنجم : غشى به سبب آماس دل . [ 766 ] ششم : غشى به سبب مشاركت ساير اندامها . [ 767 ] علائم عمومى و خصوصى تمام اقسام غشى . [ 768 ] فايدهء جليله : اگر كسى در غشى رنگ چهره‌اش سبز شود و سر و گردن در جلو آويزد و سر را راست نتوان نگه داشت ، فورا مىميرد . [ 769 ] تنبيه : علائم هشداردهندهء وقوع غشى و پى بردن به منشأ غشى برحسب آنها . [ 770 ] تفصيل اينكه فلسفهء ابتلا به غشى در برخى غير معتادين به فصد ، غافلگير شدن طبيعت است . [ 771 ] تدبير به هوش آوردن مبتلا به غشى . [ 772 ] فايده : تلاش براى قىء ، در اكثر غشىها مفيد است مگر غشى حادث از كثرت عرق . [ 773 ] انتباه : دليل حصول افاقت در اثر آب سرد بر روى زدن و شرايط تأثير اين عمل . [ 774 ] فايدهء جليله : كه در تمام امراض قلب مفيد است ؛ مشتمل بر مباحثى از ادويهء قلبيه و شرايط آنها و احتياط در امر درمان قلب . [ 775 ] ادويهء خاصهء قلب . [ 776 ] تنبيه : بيمارىهاى امتلايى دل ، معمولا از سدّه و بعضا از ابخرهء غليظه است . [ 777 ] فصل چهاردهم : در ورم اذنى القلب ؛ كه معمولا سرد است . [ 778 ] فايده : يكى از ميمون‌هاى جالينوس اين مرض را داشته كه روز به روز لاغر مىشده است . [ 779 ] فايده : آماس اذنى القلب از آماس غلاف آن بدتر است . [ 780 ] دل ، تاب هيچ جراحتى را ندارد و جراحت آن مرگ مىآورد . [ 781 ] فصل پنجم : در ضغطة القلب ؛ يعنى احساس فشار بر قلب مىشود ؛ كه از ترشح سودا بر دل است . [ 782 ] فصل ششم : در تقشر القلب ؛ يعنى احساس مىكند قلب او پوسته‌پوسته مىشود . و نوعى ريزش خمل معده است كه دردش تخيل مىشود كه در قلب است نه اينكه واقعا چنين شود . [ 783 ] فصل هفتم : در قذف القلب ؛ يعنى حس شود كه گويا دل از سينه بيرون مىآيد . و از سوء مزاج دموى يا صفراوى است . [ 784 ] فصل هشتم : در احتواء الرطوبات على القلب . [ 785 ] فصل نهم : در جذب القلب ؛ يعنى پنداشته شود كه قلب به پايين كشيده مىشود كه منشأ آن در معاليق جگر است .