مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 45

طب اكبرى ( فارسى )

[ 623 ] چهارم : اسباب ديگر كه در كتب نيامده چون استرخاى عضلهء حنجره ، خشكى مفرط آن ، ورم ريه ، كرم زياد معده و روده ، خون افسرده در معده و روده‌ها ، ادويهء خناق‌آور مثل زهرها و استحمام پياپى كه موجب خناق مىشوند . [ 624 ] فصل چهارم : در بثور حاره محرقه در حلق و مرى و قصبهء ريه . [ 625 ] فصل پنجم : در تعلق ديوجه به حلق ؛ يعنى چسبيدن زالو به حلق و تدبير علاج آن ؛ در حلق باشد يا بينى يا به جانب معده رفته باشد . [ 626 ] فصل ششم : در تشبث خار و ماندن طعام در گلو . [ 627 ] فصل هفتم : در بلع الابره ؛ يعنى قورت دادن سوزن . [ 628 ] فصل هشتم : در انطباق المرى ؛ يعنى بسته شدن مجراى مرى . [ 629 ] فصل نهم : در استرخاء الحنجره ؛ كه از انصباب رطوبات مرخيه است . [ 630 ] فصل دهم : در حكاك المرى ؛ كه از بخار اخلاط محترق حريف لذّاع معده است . [ 631 ] فصل يازدهم : در اختلاج و ارتعاش قصبهء ريه ؛ كه پريدن و لرزش آن است . [ 632 ] فصل دوازدهم : در تدبير غرقى ؛ يعنى كسى كه در آب غرق شود و چون از آب برآرند بىهوش است اما نفس مىزند . [ 633 ] فصل سيزدهم : در تدبير مختوق به وهق ؛ يعنى كسى كه با ريسمان او را خفه كرده‌اند اما هنوز نفس دارد . [ 634 ] فصل چهاردهم : در عسر البلع ؛ يعنى دشوارى فروبردن غذا و آب ؛ كه از سوءمزاجات مرى است كه به ضعف جاذبهء آن بينجامد . [ 635 ] فصل پانزدهم : در ورم المرى ؛ كه يا ورم گرم است يا سرد . [ 636 ] فصل شانزدهم : در قروح المرى ؛ كه يا از بثور و اورام مرى است و يا از خلط گرم مرى . [ 637 ] فصل هفدهم : در تفرق الاتصال مرى . [ 638 ] فصل هيجدهم : در فساد الصوت ؛ كه معمولا از كثرت ترى حنجره است كه بر پنج قسم است . [ 639 ] اول : تغير و بطلان آواز . [ 640 ] دوم : گرفتگى آواز ( بحّة الصوت ) ؛ كه يا از نزلهء گرم است ، يا سوء مزاج گرم سادهء حنجره ، يا سوء مزاج بارد سادهء آن ، يا سوء مزاج تر آن ، يا سوء مزاج خشك آن و يا از فرياد بلند . [ 641 ] سوم : آواز لرزان ( الصوت المرتعش ) ؛ كه يا ارتعاشى است ؛ يعنى لرزشى و يا اختلاجى ؛ يعنى پريدگى . [ 642 ] چهارم : آواز تيره و تاريك ؛ كه از رطوبت غليظ منصبّه به حنجره است . [ 643 ] پنجم : آواز باريك ؛ كه از كثرت استفراغات يا سرما است . [ 644 ] فايدهء عام : انواع چيزهائى كه تصفيهء آواز مىكند .