مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

30

طب اكبرى ( فارسى )

[ 52 ] قسم سيزدهم : در صداع شمّى يعنى آنچه از رايحهء مزابل و مستنقعات « 1 » و از بوييدن اشياء گرم عارض شود ؛ خواه آن چيز خوش‌بو بود ، چون مسك و مانند آن ؛ خواه بدبو بود ، چون مرّ و حلتيت و مثل آن . علاج : آنچه از طيوب حاره عارض شود ، اگر موجب ضرر حرارت مجرد بود فقط ، كافور و طيوبات بارده چون بنفشه و نيلوفر ببويند . و اگر حرارت مع اليبوست باشد ، روغن بنفشه و [ روغن ] نيلوفر و مانند آن استنشاق نمايند . فايده : ارايح ، جمع رياح و هو جمع ريح [ يعنى رياح هم جمع ريح است ] . آنچه از منشئات حار حادث گردد ، طيوبات [ ى ] كه مضاد مزاج آن منتن باشد استعمال نمايند ؛ مثلا اگر شىء منتن يعنى بدبو يابس بود ، نيلوفر و بنفشه ببويند . و اگر رطب باشد ، كافور صندل . و همچنين در استنشاق ادهان ، هرچه مضاد سبب بود . و در تنطيل ، آنچه صلاحيت داشته باشد به كار برند . و تقويت دهند سر را به چيزهاى موافقه كه بارها ذكر يافته [ است ] . آنچه از روايح مزابل و مستنقعات حادث گردد ، علاجش آنست كه استحمام نمايند و آب نيم‌گرم بسيار بر سر ريزند و سركه ببويند و فتيله [ اى ] به سركه تر كرده [ و ] در بينى دارند . و ديگر ، روايح طيب حار و بارد بوئيدن برحسب حال مناسب است ؛ خصوصا اگر بيمار پير بود ، شميدن اشياء گرم نفع دارد و جوانان ، برعكس آن . [ 53 ] فايده : ضرر بوئيدن ادويهء حار - طيّب بود يا منتن - به مجرد كيفيت است و ضرر روايح مزابل و مستعفنات و حيوانات متعفنه ، به عفونت و غلظ و ثقل و مزاحمت ؛ زيرا ابخره [ اى ] كه از اين اشيا منفصل مىگردد ، در غايت ثقل و غلظ مىباشد و چون در دماغ حاصل مىشود ، به ثقل خويش ثقيل مىسازد دماغ را و گاه باشد كه از شدت مزاحمت ، مودّى گردد به تشنّج دماغ و تقلّص حجابى كه موضوع است بر دماغ .

--> ( 1 ) . مستنقعات ، عبارت است از جلود رطبهء منتنهء دبّاغان .