مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
29
طب اكبرى ( فارسى )
[ 51 ] قسم دوازدهم : در صداع بحرانى « 1 » كه در روز بحران واقع شود . و اين ، در امراض حارّهء عفنه بيشتر باشد . علامتش آنست كه در « ايام باحورا » [ كه بحث آن در بحران كه در آخر تب مذكور است خواهد آمد ] بود . و باشد كه بول ، سفيد و رقيق بود . علاج : يارى دهند طبيعت را بر دفع ماده بهحسب ميل ماده و توجه طبيعت ؛ مثلا : اگر صداع با غثيان و تقلب النفس و دوار بود ، قىء كنند به سكنجبين و آب گرم يا به طبيخ اصل السوس و اصل الخيار و چغندر . اگر در شكم ، قراقر و نفخ بود و پوست شكم ، سوزان و مضطرب باشد ، طبع را ملايم نمايند به نقوع آلو و عنّاب و سپستان و زبيب دانه بيرون كرده و تمر هندى و شيرخشت يا شراب آلو يا تمر هندى يا شراب ورد مكرّر [ يعنى گلابى كه مكرّر آن را تقطير كنند و ] به آب سرد يار [ يعنى مخلوط ] كرده . و اگر بهر تليين ، عنّاب و سپستان و آلو و برگ چغندر و كشك شعير و نيلوفر و بنفشه و نيشوق بجوشانند و ترنجبين و روغن كنجد مركّب ساخته و حقنه كنند ، بهتر باشد . اگر عليل [ در ] پيش چشم [ خود ] شعاع و سرخى و خيالات سرخ يا زرد همى بيند ، به رعاف آوردن كوشند . تدبيرش آن است كه باطن بينى را به چيزهاى درشت بخراشند و سركه بر سنگ گرم يا خشت گرم بريزند و بخارى كه از او متصاعد شود در بينى كشند و اشياء سرخ [ را ] پيوسته در نظر دارند . اگر مقصود حاصل شود ، فبها و الّا ، فوتنج برّى و فقّاح اذخر و كندش [ را ] باريك بسايند [ يعنى پودر كنند ] و در مرارهء ثور يعنى زهرهء گاو نر يا بز بسرشند و فتيله بدان آلوده كرده در بينى دارند . اگر عليل را در كليه و زير اضلاع پشت ثقل محسوس شود ، تدبير ادرار بول كنند . و آن ، اين است كه شيرهء تخم خيار و خربزه يا سكنجبين يا شراب بنفشه ممزوج ساخته [ و ] بنوشند .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : . Cirtical headache