مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

13

طب اكبرى ( فارسى )

[ 12 ] بيان اغذيهء موافقهء اين علت : ماء الشعير و مزوّره كه ساخته باشند از ماش و كدو و خيار اسفاناج و گشنيز تر و اگر مانعى [ از استعمال ترشى چون سرفه ، نزله و ضعف سينه ] نباشد . مزوّره را از تمر هندى يا انار ترش يا نيشوق ترش كنند ؛ كه به غايت مفيد است . و ببايد دانست كه در امراض حاره ، ماء الشعير موافقتى تمام دارد ، بهر آنكه سرد است و منضج اخلاط محترقه و منقّى معده و سهل النّفوذ در بدن و لذيد و معتدل الغذا و مسكّن عطشن [ است ] . و باوجود اين همه خصايل ، مهيّج اخلاط فاسده نيست و در معده زيادتى و نفخ نمىآرد ؛ خاصه اگر شعير جيّد بود . و علامت جيّدى وى آن است كه هنگام پختن منتفخ گردد و متعفن نشود و آب آن ، سرخ‌رنگ برآيد . و فربهى شعير نيز از نشان جودت است در اكثر طريق پختنش اين است كه شعير جيّد مقشّر در آب شيرين صاف به آتش ملايم بپزند و كف برگيرند تا كه پخته شود ؛ و پس ، آن آب صاف كرده به كار برند . و در موازنهء آب حكما را اختلاف است : نزد بعضى ده چند شعير ؛ و نزد بعضى ، بيست و چهار چند است . و قال الشيخ : « اجود ماء الشعير أن يكون الماء قدر عشرين سكرجه ، و الشعير سكرجة واحدة » « 1 » . امّا اتفاق جمهور بر چهارده چند است . دوم : آنكه بارد بود « 2 » سببش نيز ، خارجى است يا داخلى . [ 13 ] امّا آنچه خارجى است ، ملاقات هواى سرد است ، و مصادفت برف ، و در آب سرد غوطه زدن ، و باشد كه نزول در ميان مياه حمّات موجب اين صداع گردد . و « حمّات » ، جمع حمّه است . و « حمه » ، بالفتح و التشديد ، عيون حارّه را گويند ؛ چون چشمهء كبريتى و نطرونى و بورقى و ملحى و مانند آن . امّا وجه حدوث صداع بارد از اغتسال در آب‌هاى مذكوره آن است كه : مياه مزبور ، به واسطهء حرارت ذاتى متخلخل مىكند مسامّ بدن را و از جهت تناسب جذب مىنمايد حرارت باطن را كه به سبب تخلخل و انجداب بالضّرور تحليل مىپذيرد حرارت و بدن سرد مىشود . پس دماغ كه مزاج سرد دارد و در مقابل عضو

--> - كافور در زنى حامله تبريد نمود و باعث شد آن زن حامله جنين خود را سقط كند و به‌علاوه به سكته مبتلا شود و پس از هفتاد و دو ساعت بميرد » . م . ( 1 ) . ترجمه : « بهترين نوع ماء الشعير آن است كه آب آن به‌قدر بيست سكرجه و جو آن به‌قدر يك سكرجه باشد » . م . ( 2 ) . معالجات واعظى : . Simple cold headache