مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
14
طب اكبرى ( فارسى )
مشارك الاعضا - يعنى معده - است متاذّى مىگردد به ايذائى كه مسمّى است به صداع . علامت اين صداع ، وجود يا تقدم سبب است و ميل وجع در پس سر و استلذاذ به هواى حارّ و ديدن آفتاب و نار و خبط كه حالتى است مانند حيرت و هيمان و تبلّد حواس نيز از نشان اين مرض است ؛ و لهذا آن صداع را « خبطه » گويند . علاج : بهر تسخين سر ، « تكميدات » « 1 » و « انكباب » « 2 » و « استحمام » به كار برند . و روغنهاى گرم چون روغن سوسن و ياسمين و مرزنجوش نيمگرم بمالند . و اگر اسفنج يا صوف به روغنهاى مذكوره تر كرده [ و ] بر تارك گذارند ، بهتر باشد . و به طبيخ بنفشه و سپستان و تخم خطمى و كتان و انجير و ترنجبين آميخته ، طبع را ملايم كنند و تقليل غذا نمايند . و نخوداب كبك و تيهو و زيره و دارچينى تناول نمايند . [ 14 ] آنچه داخلى است ، [ سبب آن ] ، نوشيدن آب شديد البرد است و مانند آن [ و ] هرچه برودت قوى داشته باشد ، بالفعل و بالقوة . علامت آن ، مقارنت سبب است . و برد ملمس و از رسيدن گرمى و پوشيدن سر نفع يافتن . علاج : طبيخ بابونه و اكليل و نمّام و مرزنجوش و صعتر و فودنج و شيح ارمنى بر سر ريزند ، گرمگرم [ و ] بهحسب برداشت طبيعت . و ايضا برين طبيخ ، انكباب كنند . و نسرين و سوسن و مشك و عنبر و عود و نرگس و ياسمين و زهر نارنگ و ريحان و مانند آن از طيوب حارّه ببويند . و جندبيدستر و حبّ الغار و قسط و كبابه در آب سداب و گلاب آميخته ، و ضماد نمايند . و از منديل كثيف ، سر را پيچيده دارند ؛ خاصه هنگام انكباب .
--> ( 1 ) . تكميد ، رسانيدن گرميست بر عضو ، به طريقى كه معروف است . و آن ، رطب است و يابس ؛ تكميد رطب آن است كه مثانهء حيوانى با آب گرم يا به طبيخ گرم پر كنند ، پس آن مثانه را بر عضو معلول نهند تا كه گرم باشد . يا خرقه يا اسفنج در آب يا در طبيخ تر كرده [ و ] بر عضو گذارند . و اين عمل ، نسبت به اول اقوى است . و تكميد يابس ، آن است كه خرقهء كثير المقدار يا چيزى ديگر چون سنگ و مانند آن در دست گيرند و بر آتش گرم همى كنند و بر عضو مىنهند ؛ يا ادويهء خشك گرم كرده و در خرقه گرفته [ و ] عضو را گرم نمايند . [ و ] آنچه بهر تكميد به كار برند در اين مرض و در هر علّتى بارد ، نمك است و نخاله - يعنى سبوس - و كاورس و ريگ . ( 2 ) . انكباب ، آن است كه بر بخار آب و مانند آن تنها يا با ديگر ادّويهء مسخنه جوش داده باشند و سر [ را بر آن ] نگون دارند .