مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
9
طب اكبرى ( فارسى )
كلّ خود را شريك باشد . و عضو مفرد ، ده قسم است : عظم ، غضروف ، عصب ، عضله ، وتر ، رباط ، شريان ، وريد ، غشا [ كه ] اين نه قسم از منىّ متكون مىشود و قسم دهم لحم است . اما شحم و سمين ، قسمى از لحم است . و اين هر سه ، از خون متكون گردد . اما « شعر » و « ظفر » ، از فضلات است ؛ كما صرّح به المحققون [ يعنى همانطور كه محققين به اين امر تصريح نمودهاند ] . و جلد ، مركب است نه مفرد . و اگرچه عضله نيز مؤلّف است از ليفات عصب و وتر و شظايا [ يعنى ليفها ] ى رباط است ، و خلل آن از گوشت پر است ، ليكن عادت اطبا چنين اجرا يافته كه از اعضاى مفرده مىشمرند . « مركب » ، ضدّ مفرد است . و اعضاء مركبه را « آليه » نيز گويند . و هريك از مفرد و مركب بهحسب تقريب ذكر خواهد يافت . و در خاتمه به هر لفظ مغلق [ يعنى مبهم ] و تركيبى [ غير ] متعارف ، چون معاجين و حبوب و مانند آنكه در موضعش واقع است اشاره داده شود تا عند الاحتياج ، به زودى يافته گردد .