محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

8

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

اتصال و تفرق و تشكل به سهولت نتواند كرد مادام كه بسيط است و آب بسيط به اندك حرارت سهل القبول مىشود پس رطب باشد نه يابس . [ سبب شورى برخى آب‌ها و حكمت شورى درياها ] و آب طبيعى شيرين است و شورى كه در آب بحر محسوس مىشود به سبب امتزاج اجزاى ارضيه است شيرينى آب باران و شيرينى بخار آب شور به حكمت عمليه مؤيد اين معنى است كه چون بخار آب از اجزاى كثيفهء ارضيه مفارق مىشود به طبيعت و مزهء اصليهء خود رجوع مىنمايد و حكمت در شورى درياى شور آن است كه تا مزاج او گرم و خشك باشد و بعيد از عفونت بود و اگر نه چنان بودى وباى عام در عالم لازم بودى زيرا كه رطوبت جسم كثيف مادهء عفونت است . فائده [ در سبب پيدايش خشكى زمين ] تقاضاى طبيعى آب آن است كه بر جميع اجزاى زمين محيط باشد و حائل بود ميان هوا و زمين ليكن چون كشف بعض زمين جهت ظهور مركبات درخواست بود خالق الخلق حيله برانگيخت تا آب در بعض اجزاى زمين در آمد و زمين از يك جهت مكشوف شد و حيله آن بود كه كواكب را تأثير بخشيده است كه به قواى خود بعض عناصر را گرم مىكند و بدان سبب عنصر متبخر يا متدخن مىشود پس هرگاه بعض اجزاى ارض گرم شود و متصاعد گردد دخان شده آنقدر از اجزاى ارض كاواك مىنمايد زيرا كه زمين سيّال نيست تا جبر نقصان تواند كرد و از آنكه آب طالب جهت مركز است بالطبع بدان جايگاه خالى مىدرآيد و روى زمين مماس هوا مىگردد جهت ظهور مواليد ثلاثه . و تخصيص كشف بقعه از آن از جمله صنعات فاطر الأرض و السماوات است و كرهء ارض چون مختلفة الاجزامى في الارتفاع و الانخفاض مىتواند كه عند غوص آب در وى آنچه مرتفع است پديد آيد زيرا كه آب متساوى التدوير است نزد انخفاض بعض اجزاى پس به سبب تداخل در زمين انخفاض در كل او واقع مىشود مثلا كلوخ خشك ناهموار در ميان آب قليل المقدار كه از هر جانب كلوخ محيط تواند شد بنهيم آب درين كلوخ تداخل خواهد نمود پس آنچه از اجزاى كلوخ مرتفع است مكشوف خواهد شد . و گمان نشود كه نفوذ آب در جميع اجزاى ارض است زيرا كه آب طالب غايت مركز نيست و تأثيرات كواكب تا قرب مركز و اصل نمىشود تا به علت تدخن جهت ضرورت خلا نفوذ آب لازم آيد و از آنكه استحالهء هر عنصرى به عنصر ديگر نيز از تأثيرات مودعه فى الكواكب است در هيچ عنصر نقصان واقع نمىشود از تبخر و تدخن لورود بدله عن عنصر آخر . آب كه در خلل زمين مىدرآيد بتدريج مستحيل به ارض مىگردد و باز چون در اجزاى ارض به سبب تدخن فرج مىافتد ديگر آب در آنجا مىدرآيد همين‌سان استحالات در عناصر تا بقاى عالم باقى است . [ زمين و دليل برودت و يبوست آن ] اما دليل بر برودت ارض كثافت اوست از آنست كه در وسط همه واقع شده زيرا كه فروترين مواضع آن است كه از آسمان دور تر باشد و دورترين مواضع از آسمان مركز است پس آنچه