محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

485

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

جذب مسهل بود و بر اين تقدير لازم آيد كه نوم بر شرب مسهل بهتر باشد تا انفراغ عمل او . جوابش آن است كه در يقظه ، حركت روح دائمى است و بدان سبب تحرك و تسيل در اخلاط مىافتد و اعانت مىدهد بر اسهال و از آن كه حركت روح به ظاهر تدريجى و طبيعى است به عمل مسهل ممانعت نيز ندارد به خلاف نوم كه در وى روح را حركت به سوى باطن در اول نوم مىشود مرةً واحدة و بعد آن سكون دائمى است ، هم روح را و هم اخلاط را ، پس لا بد يقظه معين اسهال بود نه نوم . اما تجويز نوم بعد شرب مسهل قوى قبل از شروع در عمل بنا بر توجه طبيعت بدان جانب ثم لا حاجة إليه بعده ، از اينجا است كه بعد شرب مسهل تا زمان كثير ساكن نشستن و حركت ناكردن لازم دانسته‌اند تا طبع متوجه شده تصرف در دوا كند ، چه مقرر شده كه تا طبع بر دوا مشتمل نشود و عمل در آن نكند دوا در طبيعت عمل ننمايد . فائده در احكام حمّام و تدهين و دَلْك روز مسهل بدانند كه بعد شرب مسهل حمام نشايد رفت ، زيرا كه حمام جذب مواد به خارج مىكند بدان سبب منع اسهال مىنمايد و طبع را بنا بر جذبين مخالفين متحيّر مىسازد ، نعم اگر زمان سرما بود و در خانهء اول كه حرارت او معين بر جذب نبود و ليكن بشره را نرم همىكند بنشيند باك نيست ، بلكه اولى است و تدهين بدن و دلك او به ايادى ليّنه از معينات اسهال است ، بنا بر اذابت و تهيه اخلاط اما دَلْك قوى و خشن ، گاه باشد كه منع اسهال كند . و بدانند كه غسل به آب سرد اگرچه به اعتبار تبريد ظاهر معين طبيعت و اسهال است ، ليكن بسا باشد كه از بعض اعضاى قريب به جلد مانع آيد خروج مواد را در اسهال ، بناءً عليه ، ترك اغتسال اولى است ، يا رب كه مزاج چه قدر حار بود و فصل صيف باشد و مزاج قوى كه غسل به آن ضرر نكند . فائده در بيان وقت مسهل وقت مختار براى اين كار به اعتبار فصول چهارگانه ربيع است و خريف لتوسطهما بين الصيف و الشتاء و اعتدال قوام الأخلاط فيهما ، ليكن آنجا كه مقصود از اسهال ازالهء امتلا به حسب اوعيه بود ، ربيع اولىتر است ، زيرا كه اخلاط در وى به كثرت‌اند . و آنجا كه مقصود از اسهال ازالهء امتلا به حسب قوت بود ، خريف اولىتر است ، زيرا كه مواد در وى ردى و فاسداند . و بايد كه در ربيع مسهل لطيف دهند نه قوى ، زيرا كه صيف متصل به او مىرسد و مسهل قوى مجفِّف و مُضعف بدن است و ورود صيف بر چنين بدن مخرِّب او است . اما در خريف هر چه دهند از مسهلات قويّه حسب حاجت روا است . و اجتناب از مسهل در صيف و شتا لازم است ، اما در گرما بنا بر آن كه اجتماع حرارت هوا و دوا و حركت اخلاط موجب فساد مزاج و حمّى است و هذه الحمّى في الأكثر تكون يوميّاً . و اگر گويند آنچه گفته شد از وجه منع اسهال اندر قى كه در اين فصل شود نيز موجود است مع قوت حركت ، لأن القيّ زلزلة البدن و با وجود اين بهترين وقت بهر قى گرما چرا مقرر شده ؟ جوابش آن كه اخلاط در گرما طافى مىباشد بناءً عليه در قى به سهولت مىبرآيند و طبع را حرج نمىباشد به خلاف اسهال كه اخلاط