محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

486

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

را به اسفل كه جانب مخالف ميل آنها است مىكشد و به موجب تعب طبيعت مىگردد فلا يقاس له عليه . و منع اسهال در سرما بنا بر جمود اخلاط و كثافت اعضا است . انتباه آنچه گفته شد از اختيار فصلين متوسطين بهر اسهال ، منع آن در گرما و سرما مخصوص به اسهالى است كه جهت استظهار و تقدم حفظ كنند و گرنه عند مس حاجت و حصول مرض هر وقت ، وقت او است و لا يجوز التوقف فيه ، لأن بقاء المرض مدة طويلة لا محالة ردي ذو خطر ، نعم اگر در شتا روزى كه بىباد بود ، يا باد جنوب باشد مسهل دهند بهتر است ، زيرا كه روز بىباد لا محاله گرم است و هو المطلوب في الشتاء و باد جنوب نيز نسبت به شمال گرم است ، اما در صيف اگر بلد قريب بحر باشد روزى كه باد شمال بود بهتر است ، بنا بر تعديل يبوست شمال رطوبت هواى بلد را و اگر بلد قريب بحر نبود و يبوست هواى او غالب‌تر بر حرارت او باشد روزى كه باد جنوب بود بهتر است ، بنا بر تعديل رطوبت جنوب يبوست هواى بلد را . بالجمله مدعا آن كه روزى كه معتدل الكيفية باشد بهر اسهال اختيار بايد كرد . وقت مختار جهت مسهل به اعتبار ليل و نهار آنجا كه تنقيهء عام مقصود باشد و لبث دوا زمان طويل در بدن مطلوب نبود روز است و آنجا كه تنقيهء عضو خاص بعيد از معده چون سر مطلوب بود بالضرور به اطالت لبث دوا حاجت باشد تا بر سبيل تبخر قوت دوا به دماغ همىرسد و در اين صورت شب بهتر است از آن است كه حبوب منقى الدماغ به شب خوردن مقرر شده و دوا كه به شب خورند قوى بايد تا به سبب نوم فتور در عمل نيايد . و از قسم حبوب شايد تا دير بپايد و از ساعات روز هر چه مناسب به فصل بود اختيار نمايند ، چنانچه در گرما طرف صبح يا شام و در سرما ميانه روز . و كذا اصلاح هوا موافق هر فصل عند شرب مسهل واجب است و بهترين هواى روز مسهل آن كه مائل به حرارت قليل بود ، چنانچه هيچ عرق و كرب نيارد ، زيرا كه هواى سرد و بسيار گرم هر دو مانع اسهال‌اند ، كما لا يخفى . و بايد كه مسهل نهار خورند عند خلو معده و ماساريقا و جگر از غذا ، چه اگر غذا در معده بود منع مىكند نفوذ قوت دوا را به سوى اعضا و اگر در ماساريقا و جگر بود منع مىنمايد انحدار مواد مجذوبه را به سوى امعا و نفوذ قوت دوا را نيز ، مگر آن كه دوا به غايت قوى بود بر نفوذ و جذب ، يا غذا قليل باشد . اما اگر كسى گرم مزاج ضعيف التركيب ضعيف المعده بود ، وى را نخست قدرى غذاء لطيف خفيف چون ماء الشعير و آب انار و مانند آن بايد داد و بعده دوا تا معدهء او از انصباب صفرا محفوظ ماند ، كذا قال الشيخ . و قرشى نوشته اولىتر آن كه شخص مذكور مسهل بر نهار خورد قبل حاجت جوع و بعد زمانى بر وقت معتاد قدرى از غذاى مزبور تناول كند ، تا هم نفوذ قوت دوا و جذب فضول بلا ممانعت شود و هم منع انصباب صفرا . و نزد اين درويش آنچه شيخ فرموده از تقدم تناول غذا در حق شخص مذكور قريب به صواب مىنمايد ، چه در صورت تقدم دوا احتمال قوى است كه صفرا مستعد به انصباب بنا بر جذب دوا و خلو معده از غذا به حركت