محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
474
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
محتاج به حبس مىگردد به خلاف شرط حجامت كه نزف در وى نمىباشد مگر احيانا در صورتى كه نيش بزرگ رسيده باشد . و ايضا در امراض مزمنه جلديه چون سعفه و قوبا و امثال آن ارسال علق كثير الأثر است . و بعضى از اطباى هند برآنند كه علق جذب نمىكند مگر خون فاسد را و مىگويند از اينجا است كه خون از وى كه برمىآيد سياه مىباشد ، مىگويم من و به خدا توفيق كه در خروج دم فاسد اندر جذب علق وجه عقلى مستقيم است ، چه ، جذب تدريحى است و غير قسرى است پس طبيعت بإذن خالقها بنا بر تدريج او آنچه خون فاسد است مىدهد ، لأن الطبيعة من شأنها حفظ الجيد و دفع الردي إن لم يعاوقها القاسر به خلاف حجامت كه در آنجا بنا بر ضرورت خلأ هرچه متصل به دو است منجذب مىگردد بلا تمهّل ، صالحا كان أو فاسدا . انتباه شرائطى كه در حجامت مذكور شده از عدم وقوع او در اول ماه و آخر او و اختيار ايقاع وى بعد مضى نصف اول از شهر در سابوع ثالث و مانند آن از تعيّن ساعات نهار و مراعات اختيار و اضطرار در اينجا نيز مرعى است ، لاتحاد السبب فيهما . و شك نيست كه همچنان كه در حجامت ، يك ساله و يك و نيم ساله را رخصت ندادهاند و بعد شصت سال نيز از آن منع نموده در علق هم همان اعتبار است ، ليكن در تجربه اطفال شش ماهه ، بلكه چل روزه را اجازت به ارسال دو سه علق كرده شده عند الحاجت و نفع بلا مضرّت مشهود گشته . و در هند معمول است كه صغائر را كه از چله گذشته باشند و شائبه از فساد خون كه مشهور به سرخباده است در آن پديد آيد بر سر مقعد ارسال علق مىكنند . و كذلك اكثر اطفال دو سه ماهه را كه ناف ايشان پخته بود و به استعمال اطليه و ذرورات مجفّفه انتفاع نمىيافت به ارسال سه علق نواحى ناف اجازت دادم ، در اندك مدت روى به خشكى آورد و تأثير ادويه موضعيّه فورا به ظهور پيوست . و احوط آن است كه بىضرورت قوى خون از فوق معده نشايد گرفت و اگر اتفاق افتد تقويت معده به نوشدارو و امثال آن مىكرده باشند تا يك هفته بىآفت باشد . و آنچه عوام الناس در اخراج خون علق احتياط به ادويه و امثال آن مىكنند زياده از آنچه بايد ، محض لغو است ، اخراج دم به هر كيف كه باشد احتياطش يكسان است و استعمال اشياى گرم بعد خروج دم ممنوع است و استعمال مبرّدات بىضرورت نيز غير مجوز است و اعتدال او در هر امور محمود . الفصل العاشر في القي و الإسهال و الحقنة فصل دهم از مقاله پنجم ثابت است در بيان قى و اسهال و حقنه و اين فصل به سه قسم گفته مىشود : قسم اول در قى أما القي فقد يكون بالأدوية و استعماله مخاطرةٌ فربما خنق المستعمل له اما قى گاهى مىباشد به دواى حادّه چون خربق و مانند آن و استعمال او خطره دارد و بسيار باشد كه خناق افتد مستعمل آن را . و قد يكون بالطعام فينقي المعدة و يخفّف ما يجاورها من الأعضاء و گاهى مىباشد قى به تناول طعام و پاك مىسازد معده را و سبك