محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

462

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

و كميّتش به حال بود اخراج قليلى از آن و بعده جهت اخراج خلطى كه معتدل مزاجش شده تنقيهء آن خلط به اسهال نمودن كفايت مىكند . و دوم از آن حالات واجب المراعات رنگ خون است ، چه اگر خون سياه و غليظ بود و به قوت آيد و خوف نباشد بايد كه برآمدن دهند كه به قدر معتدل گرفته شود . و اگر تغيّر در لون و قوت خروج آن پديد آيد پيش از گرفتن قدر مطلوب اعتماد بر نبض باشد و بسيار باشد كه فصد اندر به دو خروج خون رقيق و سفيد آيد و طبيب را در مغالطه افكند ، پس در اين وقت اگر طبيب بر حدس خود اعتماد دارد و بنا بر وجود علامات امتلاى خون و وجوب اخراجش امر بدان كرده است بايد كه نترسد و برآمدن دهد كه به اندك زمان خون سياه و غليظ مندفع خواهد شد و اين نيز مشروط به فصد معتدل است ، چه ، در ضيق ، خروج دم غليظ محال است . اما آنجا كه ورم باشد و فصد كنند و خون سياه ظاهر نشود باك نبايد داشت و به قدر مطلوب بايد گرفت ، چه ، در ورم توجه خون به جانب عضو متورّم مىباشد . و سوم از آن حالات نبض است ، بايد كه طبيب دست بر نبض دست غير مفصود نهاده دارد و هر گاه احساس تغيّر كند ، خاصه به سوى ضعف ، زود حبس نمايد . و كذلك اگر اعراض مخبر بر ضعف پديد آيند چون تثاؤب و تمطّى و فواق و غثيان . و هر گاه تغيّر در رنگ خون ، بلكه در قوت برآمدن او زودتر پديد آيد و حال آن كه خروج كثير واجب باشد پس در اين وقت اعتماد بر نبض است اگر نبض ميل به ضعف نكرده باك نبايد داشت و هر قدر كه مطلوب است بايد و الا همان وقت بايد بست . و بدانند كه مردم گرم مزاج متخلخل الابدان مستعدترين مردم‌اند بوقوع غشى و حال ابدان معتدله مكثره بر خلاف اين است . انتباه در بيان اشيائى كه لازم است بودن آنها با فصّاد و آن چند چيزاند : يكى آن كه مباضع بسيار باشد و بعضى از آنها ذى شقرة باشند و بعضى غير ذى شقرة تا هر كدام كه در هر محل كه مناسب باشد به كار تواند بست و در فصد عروق زواله چون وداجين بضع ذى شقره اولىتر است و وى آن است كه سر نيشتر از هر دو جانب تيزى داشته باشد . دوم آن كه چوبى كه موضوع براى قى آوردن است يا ريشى از مرغ مهيا دارد تا اگر غشى افتد عجلة آن چوب يا ريش را در حلق او زد تا قى آيد كه اسرع‌ترين چيزها بهر افاقت قى است . سوم آن كه دواء المسك و اقراص مسك تيار دارد تا اگر ضعفى و غشى افتد قدرى از اينها بدهند جهت انعاش حرارت . و ايضا نافهء مشك مهيا بايد جهة استشمام در اين حالت . و گذشت كه از جملهء مخوف‌ترين چيزها در فصد ، حدوث غشى است ، چه هر گاه باشد كه بعد غشى افاقت نشود پس لازم است كه به مجرد احساس علامات غشى به تدارك او مشغول شوند تا از غشى مفرط باز دارد . چهارم آن كه و بر الارنب و دواء الصبر و الكندر كه عن قريب گذشت تيار باشد تا اگر نزفى افتد زود تدارك كنند . و گفته شد كه نزف الدم لازمهء جراحت شريانى است و گاهى در آورده نيز افتد و اگر دقاق كندر باريك ساخته و پشم خرگوش به آن آلوده اندر بَضع ذى نزف كنند زود بند كند ، خاصه نزف الوريد را . انتباه بدانند كه عروض غشى