محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

453

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

اسرع الالتحام است و بضع مطوّل أبطأ الالتحام و مؤرّب متوسط بينهما . و ظاهر است كه حاجت به زمان تثنيه هر چون كه اطول باشد واجب است كه بضع أبطأ الالتحام بود و هر چون كه اقصر بود أسرع الالتحام و در توسط توسط . تنبيه آنچه گفته شد از اسرعيّت التحام شق عريض و ابطئيّت التحام طويل و وسطيّت مؤرّب مخصوص به شرائين است مطلقاً و به آورده به شرطى كه شق در وريد مقابل مفصل واقع شود ، كما هو المعتاد في الأكثر ، بهر آن كه حركت مَفصل در مبضع مطوّل تفريق بيشتر مىآرد نسبت به شقّ مؤرّب و وى نسبت به معرض . اما شق كه در آورده در محل غير محاذى مفصل باشد قضيهء آن برعكس است ، لزوال السبب ، به خلاف شرائين كه شق معرض او البته اسرع التحام مىباشد نسبت به مؤرب و مطول ، خواه محاذى مفصل بود يا نه و وجهش آن است كه اكثر الياف شرائين و معظم آنها در عرض شريان موضوع است ، پس وقوع بضع در طول شريان مستلزم قطع الياف كثير مىشود و اين معنى لا محاله موجب عسر التحام آن است ، به خلاف بضع مستعرض آن كه در اين صورت ليفهاى قليل كه در طول وريب واقع‌اند منقطع مىگردند و ليفهاى عريض كه بيشتر و عمدهء الياف‌اند مصئون از قطع مىماند لذهاب القطع على مذهبها و حال بضع مؤرب او بين بين است . و وجه ديگر در اسرعيّت التحام بضع معرض شريانى و ابطئيّت طولانى آن است كه شريان عند انبساط متسع التجويف مىگردد لا محاله و اين معنى بالضرور اعانت مىكند در انفتاح لبهاى بضع طولانى آن ، به خلاف بضع عرضى كه با وجود انبساط و طبيعت جوف فضا در افتتاح لبهاى شق عرق دخلى ندارد ، كما لا يخفى . و مشهود نمايند كه فصد هر چون كه درد بيشتر خواهد كرد ابطاء الالتحام خواهد بود بهر آن كه قوت وجع موجب زيادتى ضعف قوت ملتحمه مىگردد . اما اگر مِبْضَع ، يعنى نيشتر را به روغن چرب كرده باشند با وجود تقليل آن وجع را موجب عسر التحام و بطوء آن مىگردد . و استفراغ كثير در تثنيه غشى مىآرد در اكثر و اگر در مرهء اولى نيز خون وافر گرفته باشند ، زيرا كه استفراغ بعد استفراغ به اندك مهلت لا محاله ضعف‌آور است ، مگر آن كه مثنى بين الاستفراغين چيزى خورده باشد و قوتى بهم رسانيده . و خواب در ميان فصد و تثنيه منع مىكند برآمدن فضول را در خون به واسطهء انجذاب اخلاط به باطن ، پس هرگاه تثنيه در يك وقت به ادنى مهلت يا در اثناى يك روز مقصود شود البته از نوم باز بايد داشت . و خير التثنيه آن است كه بعد دو يا سه روز واقع شود ، زيرا كه اين امر مناسب‌تر به حفظ قوت است . و ظاهر است كه منافع تثنيه حفظ قوت مقصود است مع استكمال استفراغ ما وجب استفراغه . فائده در بيان آنچه بعد فصد مرعى بايد داشت و قبل از فصد اجتناب از آن بايد كرد بعد فصد خواب نكنند متصلًا كه در اكثر انكسار اعضا مىآرد و وجه آن آن است كه فصد لا محاله اخلاط را به حركت مىآرد و حركت اخلاط موجب انبعاث ابخره مىشود ، پس هر گاه متصل