محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

448

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

اقلاع تپ كند . اما در روز اول و دوم اگر فصد كرده شود افراط نشايد كرد بعدم توقع النضج فيه . و آنچه گفته‌اند و ما نيز در اوائل نوشته‌ايم كه مادهء خون در اخراج ، محتاج نضج نيست نقص به اين قول ندارد ، زيرا كه اخراج ديگر است و تكثير در اخراج ديگر بر آوردن خون هم اندر اول روز مجوز است و ليكن بسيار برآوردن تا مادهء دم نضج بيابد غير مجوز است و چون كه خون حار رطب است ، در دو روز ، نضج او تمام مىشود ، اگر از امتزاجات و موانعات خالى باشد . فائده در بيان احوالى كه احتراز از فصد در آن واجب است بدانند كه در مزاج شديد البرد اجتناب از فصد لازم است ، بهر آن كه در چنين مزاج خون كم مىباشد به غايت و بلغم غالب مىبود و با چنين حالت فصد جائز نباشد . و كذا در بلاد شديد البرد ، بهر آن كه در چنين شهرها خون متكاثف مىباشد و قليل الحجم . و ايضا اگر فصد كنند برد مستولى شود و در بدن غوص كند ، بنا بر نقصان حرارت كه لازمهء تنقيص دم است ، از اينجا است كه در سرماى شديد تبرى از آن كرده‌اند و كذا عند وجع شديد ، بهر آن كه اوجاع شديد ، قوى التحليل‌اند روح را و شديد الإضعاف‌اند قوت را و در اين حالت فصد مزيد ضعف روح و قوت خواهد شد . و ايضا در وجع شديد ، مواد و طبيعت متوجه به جانب عضو وجيع مىباشد و فصد مواد را به جانب خود مىكشد و اين معنى باعث اختلال طبيعت و انجذاب مواد مىشود و مفضى به مفاسد مىگردد . اما هر گاه خوف آن باشد كه وجع محدث ورم مىشود در عضوى شريف ، يا در عضوى رئيس ، يا در عضوى كه مجاور اعضاى شريف است ، يا وجع به سبب ورم اعضاى باطنه باشد ، پس در اين وقت حسب رخصت اطبا به شرائط موصوفه ، فصد روا است ، كما فى ذات الجنب و غيره و كذا بعد استحمام محلل ، بهر آن كه افراطِ نقصان روح خواهد شد . و كذا عقب جماع ، خاصه كه با انزال بود ، بهر آن كه به سبب حركات بدنيه و نفسيه كه لازمهء جماع است تحليل كثير در روح مىافتد ، پس اگر مع الانزال باشد تحليل مفرط خواهد افتاد ، بنا بر كثرت خروج روح با منى . و كذا در سن كمتر از چارده سال مهما امكن ، بهر آن كه در اين هنگام رطوبات سهل التحلّل است و خون هنوز متين و كثير نشده است و غلبهء بلغم را است و مع ذلك افتفار به نمو بيشتر است و به اين حالتها فصد روا نبود . و ليكن هر گاه حاجت قوى داعى شود و از فصد گزير نباشد توان كرد اگر سخت آبادان و عضلها سخت و رگها وسيع و ممتلى و لون بدن سرخ بود . و فصد كه به احداث كنند به تدريج بايد كرد و نخست خون كمتر بايد گرفت تا كه طبيعت به اخراج دم الف كند و بىضرر باشد . و كذا در سن شيخوخت مهما امكن ، بهر آن كه در اين سن خون كمتر مىشود و ضعف قوىتر مىگردد ، مگر آن كه حاجتى قوى داعى بود ، يا شيخى باشد تن آبادان و پر قوت و سخت گوشت و سرخ رنگ كه در وى فصد جائز باشد ، اما افراط نشايد كرد قطعا ، زيرا كه افراط در آن گذشت كه در شبان جائز نيست مگر به ضرورت ، چه جاى شيخان . و كذا در سخت لاغران و سخت فربهان و كاواك بدنان و سپيدپوستان سست گوشت و زرد