محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

435

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

تنقيص و تضعيف او خواهد شد . و إما في مشاركة العضو بما يتّصل به من الأعضاء و يا منتفع مىشود لاحظ به مراعات وضع در مشاركت عضو به چيزى كه اتصال دارد عضو مذكور به آن چيز از اعضا . و در تفصيل وى من حيث التفريع مىگويد : فيُستفرغ المادة التي حصلت فيه من ذلك العضو پس استفراغ كرده مىشود ماده كه حاصل شود در آن عضو ، از راه آن عضو كه مشارك او است ، كما إذا حصلت المادة في الجانب المقعّر من الكبد ، فيستفرغ بالمسهل نحو الأمعا چنانچه هر گاه حاصل شود ماده در جانب مقعّر از كبد ، پس بايد كه برآورده شود آن را به مسهل به جانب امعا ، زيرا كه مقعر جگر به امعا مشاركت دارد و جذب مادهء او بدين طريق اسهل است . و إن حصلت في الجانب المحدّب فيستفرغ بالإدرار نحو الكليتين و اگر حاصل شود ماده در طرف محدّب جگر ، پس استفراغ به ادرار بايد كرد به سوى گرده‌ها ، زيرا كه حدبهء جگر مشاركت دارد به كليتين . اكنون بيان مىكند مؤلف طريقهء جذب مواد را و ايما مىنمايد بر آن كه معرفت موضع عضو دخل دارد بر نوع كيفيت جذب و استفراغ ، چنانچه گفته : و اعلم أن المادة إذا كانت في الانصباب تُجذب من موضعٍ إلى موضعٍ و إن كان بعيداً و بدان كه ماده اگر باشد در ريزش ، جذب كرده شود آن را از مكانى به مكانى و اگرچه مكان مجذوبٌ اليه بعيد باشد ، يعنى در اين حالت كه ماده هنوز منقطع از انصباب نشده باشد جذب ماده عام است كه به سوى مكان قريب بود يا بعيد و ليكن جذب مذكور بعد مراعات سه شرط بايد كرد : يكى از آن ، مراعات مخالفت جهت است ، ليكن در يك قطر ، چنانچه مادهء دست راست مثلا به جانب دست چپ كشند و يا مادهء سر به جانب دست و يا پاى ، اما جذب در دو قطر روا نيست در هيچ وقت و اين چنان باشد كه مادهء دست راست مثلا به جانب پاى چپ كشند . و دوم از آن ، مراعات مشاركت است ، از اينجا است كه وضع محاجم بر ثديين ، حبس طمث مىكند بوقوع المشاركة بينهما ، أى بين الثديين و الرحم . و سوم از آن شرائط ثلاثه ، مراعات محاذات است و اين چنان باشد كه جهت علل كبد ، باسليق ايمن فصد كنند و براى امراض طحال باسليق ايسر . و هر گاه با وجود مراعات محاذات ، تبعيد ماده نيز مطلوب شود ، اسيلم ايمن جهت كبد و اسيلم اليسر بهر طحال بايد كشود . ايضا هر گاه جذب به غير استفراغ كنند لازم است كه ميان مجذوبٌ منه و مجذوبٌ إليه بُعد معتدٌبه باشد ، چه ، در اين صورت بر تقدير مقاربت ، خوف استرجاع مادهء مجذوبه است به سوى مجذوبٌ عنه . و أما إذا حصلت في العضو ، فإن كان العهد قريباً ، تُجذب من موضع إلى موضعٍ قريبٍ ، كما تُجذب مادة الرحم بالمحجمة على الساقين و اما هرگاه حاصل شود ماده در عضو ، يعنى از انصباب باز مانده باشد و تمام و كمال در آن موضع جمع آمده ، پس اگر باشد عهد انقطاع انصباب قريب ، جذب كرده شود ماده را از آن موضع به سوى موضع نزديك ، چه ، در اين صورت بنا بر انكسار صورت ماده خوف استرجاع او