محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
434
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
امزجهء آنها گفته شد . الثاني المأخوذ من خلقته دوم از آن مأخوذ است از خلقت عضو ، فإنه إن كان سخيفا كالرية لا يستعمل الأدوية القوية پس اگر باشد عضو سخيف ، يعنى نازكجرم و متخلخل چون ريه ، استعمال نكرده شود در معالجهء آن ادويه قويه . و إن كان متلزّزا كالكلية و اگر باشد عضو سختجرم چون گرده ، يستعمل فيه القوية استعمال كرده شود در وى ادويه قويه . و إن كان وسطاً كالكبد و اگر باشد عضو متوسط الجرم ، چون جگر ، يستعمل فيه الوسط استعمال كرده شود در وى ادويهاى كه متوسط باشند در ضعف و قوت . الثالث المأخوذ من قوة العضو طريق سوم از طرق اربعه مأخوذ است از قوت عضو ، فإن العضو متى كان رئيساً پس بدرستى كه عضو هر گاه باشد رئيس ، چون دل و جگر و دِماغ ، أو يعمّ نفعه للبدن يا عام باشد نفع آن عضو مر بدن را ، چون معده و ريه كه اگرچه رئيس نيست ، ليكن همهء تن محتاج به دو است ، أو كان لطيفاً يا باشد آن عضو لطيف و شريف و ذكى الحس چون چشم و گوش و امثال آن ، لا يستعمل فيه المحلّل استعمال نشايد كرد در چنين اعضا چيزى كه محلل قوى باشد . و استعمال عام است كه از داخل بود يا از خارج ، لهذا شيخ گفته كه هر گاه تنقيهء عضوى از اعضاى رئيس مطلوب شود زنهار به ادويهء قويه و به يك دفعه نبايد كرد . و كذا اگر تضميد نمايند به محلِّلات ، واجب است كه ادويهء قابضهء طيب الرائحه به آن ممزوج سازند تا حفظ قوت آن عضو كند . و ايضا افراط تبريد به دستور ، تضميد به مرخيات صرف در اين اعضا منهىٌ عنه دانند . و اولىترين اعضا به اين مراعات قلب است ، پس دِماغ و كبد . و كذا در معالجهء معده و ريه كه عضو مشترك است ، تمام بدن را افراط تبريد روا نيست ، خاصةً اگر ضعف در وى پيدا بود ، از اينجا است كه در حمّيات حادّه هر گاه در معده ضعف باشد آب شديد البرد نمىدهند و كذا مبردات ديگر . و به دستور هر گاه ضعف ريه با تپ يار بود ، فرط برودت نشايد . و همچنان كه استعمال محلِّلات صِرف و مرخيات صِرف بر اعضاى رئيس ممنوع است بر معده و ريه نيز ممنوع است . و مراعات اعضاى ذكىّ الحس آن است كه ادويهء ردية الكيفية ، لذاعهء موذيه به كار نبرند بر آن ، چون يتوعات و امثال آن . الرابع المأخوذ من وضعه طريق چهارم از طرق اربعه مأخوذ است از وضع عضو و چون وضع تقاضا نمىكند موضع و مشاركت را ، مؤلف مثال اين هر دو مىگويد : فإنه ينتفع ، إما في تقدير قوة الدواء بحسب قُرب العضو و بُعده پس بدرستى كه به لحاط وضع در استعلاج منتفع مىشود لاحظ ، يا در تقدير قوت دوا ، حسب نزديكى عضو و دورى آن از وصول دوا چنانچه در نظير مىآرد ، فإنّ المري يسهل تغيّر مزاجه بالدواء ، لسرعة وصوله إليه پس بدرستى كه مرى مثلا چون منفذ غذا است تغيّر مزاج او از دواى مشروب به سهولت مىشود بنا بر سرعت وصول دوا به سوى عضو ، و لا كذلك الرئة و نيست همچنين شش و وجهش پيدا است كه وصول دوا به آن يا از راه جگر خواهد بود به مسالك معلومه ، يا من حيث الترشّح از مرى به سوى ريه خواهد بود و در هر دو صورت