محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

425

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

اكتفا بايد كرد ، مگر آنجا كه خوف اعوجاج يا آفتى ديگر بود ، كه در اين صورت توقف روا نباشد ، اگرچه روز اول بود . و هر گاه ورم با كسر يار بود ، بايد كه به زور را در آب عنب الثعلب يا خرفه حلكرده طلا نمايند و همچنان غير مربوط بدارند . و اگر ربط ضرور افتد ، به غايت نرم بندند و روزى دو بار بكشايند تا كه ورم دور شود ، بعده به علاج كسر رجوع نمايند . و هر گاه با كسر ، گوشت كوفته شده باشد ، بر گوشت مرضوض شرط زنند و خون برآرند تا از تعفن محفوظ ماند . و هر گاه كسر مع الجراحة بود ، جايگاه جراحت مكشوف دارند و حوالى او رفاده و جبيره به نوعى كه مناسب بود بربندند . و هر گاه از عضو مكسور مجروح خون سيلان كند ، صبر و كندر و دم الاخوين و مر باريك ساخته بر جراحت بپراگنند . و اگر تن ممتلى از خون بود از طرف مخالف ، رگ زنند و گرنه ربط سخت مخالف نيز كافى است . و هر گاه عضو شكسته بِهْ شود ليكن صلابت در آنجا باقى بود و مانع حركات شود ، اگر آن صلابت قريب العهد بود و متحجّر نشده باشد قطعهء اسرب بر آن بندند ، يا ادويهء قابضه عاصره نهند و به رباط محكم بندند ، تا كه سختى دور بود و اگر بعيد العهد بود و متحجر شده باشد به مراهم و قيروطى مليِّنهء مُرخيه نرم نمايند و به آب گرم تنطيل همىكنند . قسم اندر خلع و اخواته و تدبير خلع آن است كه اگر خوف انصباب ماده بدانجا بود ، فصد كنند و طبع نرم دارند و يك مثقال گل ارمنى در جلاب بدهند و غذا مزوّرهء به روغن بادام فرمايند ، تا از تپ و ورم محفوظ ماند ، پس نظر كنند كه خلع بسيط است يا مركب به جراحت و ورم و قرحه ، اگر مركب به امرى از اين امور باشد ، نخست تدارك آن كنند ، بعده به علاج خلع پردازند ، مگر آن كه خلع در عضوى بود كه به آسانى و بىدرد به جاى همىنشيند كه در اين صورت التفات به ديگر امور نمىكنند و به معالجهء خلع متوجه مىگردند . و تدبير به جاى نشاندن عضو آن است كه آن را به تدريج اندك اندك بجنبانند راستاً و چپاً ، پس به تأنّى بكشند تا كه به جاى خود نشيند و بسيار باشد كه در اين وقت آواز آيد از مفصل و اين دليل استقرار آن بود در محل آن . و بعد رد عضو به موضع آن ، بربندند تا باز برنيايد و اگر از بستن درد شديد شود ، بند بكشايند و عضو را همچنان به احتياط بدارند تا كه خاطر جمع شود . و عصابه كه بر عضو پيچند نشايد كه خرقه خشك شود ، چه از خرقهء خشك كه بر عضو پيچند خوف السخونت و تورم آن جايگاه است . و اولىتر آن كه مُغاث و گل ارمنى با آب برگ مورد و امثال آن بياميزند و پارچه در آن آلوده ، تعصيب بنمايند ، سرد ساخته و از سه چهار كرّت زياده نبايد پيچيد . و آرد جو با آب مورد ضماد نيك است . و تدبير خلع هر عضو عليحده است و در طب اكبر مستوفى گفته‌ام . و تدبير وثى آن است كه اگر عضو از مفصل كمتر برآمده است روغن گل مالند و برگ مورد نرم كوفته بر آن پاشند و به اعتدال بربندند و مُغاث و خطمى با زردهء بيضه طلا نمايند . و اگر خروج بيشتر بود ادويهء قوىتر ضماد سازند . و اگر با ورم بود ماش و گلنار و اقاقيا و نوفل و مُغاث با سپيدهء بيضه طلا نمايند .