محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

426

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

تدبير وَهن و وَثى چون تدبير وَثى خفيف است و تنطيل آب گرم در اين اعراض جليل الاثر است ، خاصة اگر زردچوب در آن مطبوخ بود و گل ارمنى با سپيدهء بيضه سرشته ، طلاى سريع الاثر است وثى خفيف و وهن و وهى را . فائده در احكام بط بايد دانست كه ورم تا نيك پخته نشود نشايد شگافت و شگاف در ورم به موضعى بايد كرد كه نرم‌تر و بلندتر و فروتر بود . و واجب است كه بط در طول بدن كنند ، تا ليفها بريده نشو ، د مگر ابط و اربيه ، كه ورم اين دو جا به طول تن نشايد شگافت ، بلكه به تبع شكنج وى بايد كرد و در عرض بدن تا بىآفت باشد ، به خلاف جبهه ، كه وى نيز اگرچه ذى شكنج است ، ليكن در بط ورم آن به مراعاة تبعيت شكنج نمىتوان كرد و به طول بدن مىبايد شگافت ، زيرا كه وضع ليفهاى آن از طول آن است و شكنج ، تقاطع بر آن كرده ، اگر متابعت شكنج كنند ، در شق ، ليفها بريده شود و عضلهء جبهه فرود افتد بر حاجب و چشم ، چنانچه اندروماخسِ طبيب را در معالجهء اميرزاده اين خطا افتاده بود ، لهذا گفته‌اند كه متصدى كار بَطّ بايد كه واقف‌تر بود از وضع الياف و عروق و عضلات هر عضو . و پس از شق اگر ماده بسيار بود ، به تفاريق بيرون آرند ، تا ضعف نيارد و بعد تنقيهء ريم بتمامه ، از پنبهء كهنه پاك سازند ، تا هيچ چرك نماند و بعده جهت اندمال ، از اسفيداج و توتيا و گلنار و مازو و دم الاخوين و انزروت مرهم سازند و به كار برند كه سريع الاثر است . و ايضا لازم است مر بطّاط را كه ادويهء حابسهء دم و به مراهم مسكنهء وجع و آلات مخصوصه ، اين كار مهيا دارد و بهترين يابسات وى را بيت نسج عنكبوت است در سپيدى بيضه سرشته ملتقم سازند . و بهترين مسكّنات ، مرهم سپيدهء ارزيز افيونى است و جهت تشرّب ، نقوع جلد خشخاس و فريادرس و امثال آن سودمند . فائده اندر احكام كى آن دو گونه است : يكى آن كه به آتش بود و آن چنان باشد كه چيزى تَندار با سيّال چون روغن ، گرم كنند در آتش و بر عضو نهند ، تا بسوزد و جهة اين كار مكوى ذهبى بهتر از همه اشيا است ، مگر در خراج كه از شوصه تولد كند كه در آنجا به زراوند طويل داغ بايد كرد البته ، چنانچه بيايد و كذا در ام الصبيان كه ما بين ابرو داغ مىدهند از بُسد داغ كردن اولىتر است ، چنانچه در امراض صبيان گذشت . دوم آن كه بى آتش بود و آن چنان باشد كه ادويهء حادة الكيفية بر آن نهند تا عضو را بسوزد ، چنانچه از تيزاب كه اقسام است و معروف ، مشهود مىشود . و اين دوا نيز سوزاننده است اما نه به افراط و حدّت كثير هم ندارد ، لهذا بر پلك جهت تشمير به كار برند : آهك آب ناديده ، صابون ، بورهء ارمنى ، هر سه ، برابر بسايند و به آب خاكستر چوب بلوط و خاكستر چوب انجير و بول كودكان نابالغ بسرشند و هر جا كه دانند بر نهند . بالجمله منفعت داغ نارى آن است كه رطوبتهاى فاسد كثير كه در عضوى گرد آيد و مزاج و جوهر آن عضو را تباه سازد و علّتها به درآمدن دهد و از انواع استفراغها تنقيه وى حاصل شود و به سبب داغ آن رطوبت فاسد نيست گردد و منافذ بزرگ كه مسلك ماده و مده است به‌بندد و سخت