محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

393

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

شود . و اين عمل بعد هر مجلس مىكرده باشند و طفل را زمانى شائسته نشسته دارند در آن و اگر نشاندن متعسّر بود ، آبدست بدان كردن و لته بدان آلوده بر مبرز نهادن هم نفع دارد . و از ادويهء مشروبه آنچه به كار آيد در حبس اسهال ، فادزهر حيوانى است در دوغ بقرى ، يا در عصارهء لسان الحمل ، پا در آب سيب ترش ، يا در آب به حل كرده و به دستور لعاب تخم ريحان و بارتنگ و اسبغول بريان . اما آنجا كه در معده ضعف باشد ، البته نشايد داد . و از ادويهء مجربهء اهل هند مغز هيل است كه آن را در كتب تازى بل گويند ، كوفته ، بيخته ، با هم چندان نبات آميخته ، به قدر حاجت نيم درم يا كم و زياده بدهند با آب ، زود اثر مىكند . و تپ اگر باشد آن را هم بالخاصيّة نفع دارد . و با وجود قبض به اعتدال مقوّى احشا و محلّل رياح است . و آنجا كه تشنگى مفرط بود با شيرهء خرفه بريان بايد داد . و آنجا كه تب نبوده باشد با ماست چكيده دادن زود سود دهد . و كاملترين تدابير در باب اسهال تقليل غذا است . و نافعترين اغذيه كه به از صد دوا است پلاو است كه به ماست تازه گاوى خورانند به شرطى كه گرم گرم دهند و جرم گوشت به تناول نيايد . و افضل‌ترين لحوم در اين كار گوشت درّاج و تيهو است . و لاده كه جانورى است تيهو مانند ، او در ولايت هند بسيار بهم مىرسد ، گوشت آن در اسهال از سائر لحوم كم مضرّت مشهود شده . و هر گاه از اين تدابير مدعا نه‌برآيد و طفل غير از شير غذاى ديگر هم مىخورده باشد ، پنير مايه ، خاصه كه از خرگوش يا بزغاله بود ، كوفته ، بيخته ، يك دانگ از آن همراه آب سرد بدهند ، البته حبس مىكند ، باذن اللّه تعالى ، ليكن واجب است كه آن روز شير ندهند و عوض آن زردهء بيضهء نيم‌برشت ، يا لباب خبز در آب پخته ، يا سويق در آب پخته ، يا ارز در آب پخته و امثال آن هر چه قايم مقام شير باشد و شكم را خوب بود ، خورانند . و هر گاه طفل از دوا متنفّر باشد و در خورانيدن حرج بود ، به تكميد و تضميد قناعت كنند . و اگر خورانيدن دوا ضرور افتد ، در طعام ممزوج نموده و در نان پخته و نبات آميخته و به هر تعبيه كه احسن بود و طفل تواند خورد ، توان داد . و پنير تازهء بىنمك نافع است . و گل ارمنى بر سبيل تنقّل خورانيدن مفيد است . و صمغ عربى بريان كرده ، با زردهء بيضهء مرغ نيمبرشت ، سودمند . و نان كه از آرد گندم و بلوط سازند نيك است . و اسهال كه با تپ و سرفه باشد شربت مورد هر روز دو نوبت صباح و وقت خواب دو سه انگشت ليسانيدن سخت نافع است . و از فواكه ، امرود خشك و سيب خشك و به و غبيرا كه آن را سنجد گويند عظيم الاثر است . قسم دوم آن كه به سبب شير بازگرفتن اسهال پديد آيد علاجش آن است كه اعادهء شير كنند و بعد يگان ماه باز گيرند در فصل موافق . و اين قسم اسهال به همين تدبير زوال پذيرد و اگر با وجود اعادهء شير ، باقى ، هر شب يك درم خشخاش دهند . و ديگر تدابير سهل القبض غذاءً و دواءً به عمل آرند . و اگر به تدبير قويتر حاجت افتد آنچه در قسم اول مذكور است به كار برند . قسم سوم آن كه به سبب سدهء جگر و يا سدهء ماساريقا افتد و اين قسم كودكان را به جهة بسيارخوارى و تداخل و عدم احتياط ، بيشتر عارض گردد و نشان او آن است كه در غير وقت نبات اسنان و فطام پديد آيد علاجش در تفتيح كوشيدن است و از قابضات يابسه پرهيزيدن و به تقويت جگر و معده كوشيدن و