محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

392

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

تدبيرى به از آسوده ماندن نيست ، خواب آيد ، يا نه و اگر آيد بهتر باشد و ترياق فاروق قدرى به مرضعه دادن و به طفل نيز بهتر است ، به شرطى كه حرارت نباشد . و هر گاه كه ماده كما ينبغى برآمده باشد ، حبس توان كرد بدانچه در قى و اسهال مضبوط است . الاسهال پوشيده نماند كه اطفال را در اكثر حال عند نبات اسنان اطلاق شكم عارض مىشود ، وجه آن مع التدبير به تجربه خواهد آمد ، ليكن لازم نيست كه در اين وقت به اسباب ديگر نيفتد ، زيرا كه چون ايشان را بنا بر حرص بر غذا و حركات مُفسده كه پس از غذا مىكنند امتلا و فساد بيشتر واقع مىشود و اسهال دايم كثير الحدوث مىباشد ، غايت آن كه در وقت نبات اسنان اكثر العروض است ، لهذا سائر اقسامش مشروحا بيان كنم : قسم اول آن كه به سبب روئيدن دندان بود و اين سه گونه است : يكى آن كه قيح و ريم كه هنگام بروز دندان به سبب تفرق اتصال لثه متولد مىگردد عند امتصاص لبن به معده رود و بنا بر جلا كه لازمهء قيح است و به واسطهء افساد قيح مر شير را ، اطلاق آرد . دوم آن كه به واسطهء اشتغال طبيعت به تكوين سن ، فتور در هضم افتد ، چه ، قاعدهء طبع است كه چون به امرى مشغول باشد از جادة هضم باز مىماند . و شك نيست كه هر گاه قصور در هضم افتد و غذا بر وفق عادت همىخورد لا محاله به اسهال منجر مىشود در اكثر . سوم آن كه به سبب وجع لثه كه خاصهء اين وقت است قصور در قواى اعضا افتد و هاضمه ضعيف شود ، پس غذا گرانى آرد و به اسهال مندفع گردد . و معلوم شده كه از لوازم اوجاع است كه منع مىكند اعضا را از خواص افعالش . علاج : اين قسم اسهال را بايد كه حبس نكنند ، مگر وقتى كه از افراط بيم مضرّت كلّى باشد و به تدبير زود برآمدن دندان كوشند كه اصل علاج همين است . فائده [ تدبير اسهال اطفال ] آنجا كه سبب اسهال در اين حال امتصاص قيح لثه بود ، وجه منع از حبس او ظاهر است ، چه ، اگر بند كنند ، مادهء صديديه لبن را فاسد سازد و فساد كلى در بدن مىآرد ، اما آنچه به سبب اشتغال طبع بود ، وجهش نيز هويدا است ، چه ، ماده كه بنا بر عدم توجه طبع بر هضم او مستفرغ مىشود ، حبس وى باعث ملال او است ، غايت آن كه در اينجا آنقدر منع نيست كه در امتصاص قيحى است . و ايضا در صورتى كه سبب اسهال ، اشتغال طبع يا ضعف هضم از وجع بود ، تقويت هضم واجب است به استعمال ادويه كه قابض بود و قوىّ الحدة نباشد و اين چنان بود كه زيره و انيسون و تخم كرفس و تخم گل مفردةً و مجموعةً در كيسه نهند و گرم كرده بر شكم و نشستگاه او تكميد نمايند و اگر قدرى سركه هم به اين چيزها ممزوج سازند بهتر باشد . و تكميد به جاورس فقط كه به سركه آلوده باشند نيز مؤثر است . و تضميد بطن به زيره و ورد كه به سركه تر كرده باشند نفع دارد ، ليكن نيمگرم بايد نهاد و احتياط نمايند تا حدّت سركه پوست شكم را نسوزد و احتياط آن است كه تا دير نهاده ندارند . و اين دوا سريع الاثر است : زيرهء كرمانى ، تخم مور و عود هندى ، هر سه باريك بسايند در گلاب و قدرى سركه هم آميزند و نيمگرم طلا سازند . و اعلىترين معالجات در حبس اسهال ، خاصّه اگر دموى بود اين است كه برگ لسان الحمل بكوبند و شيرهء آن بگيرند و اندكى گرم كرده به آفتاب ، يا به آتش ، طفل را در آن نشانند همان ساعت كه از تبرّز فارغ