محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

368

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

و ايضا اگر حمل آرد ، ضرر عظيم احداث كند بهر دو ولد ، از جهت توزيع غذاى هر واحد به ديگرى ، لهذا در حديث شريف نهى از آن ورود يافته ، چنانچه در مشكوة المصابيح در ذيل باب المباشرة في النكاح مسطور است و تيمناً ما نيز ذكر مىكنيم : و عن أسماء بنت يزيد ، قالت : سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول : لا تقتلوا أولادكم سراً فإن الغيل يدرك الفارس فيدعثره عن فرسه . رواه ابو داود . و معنى غيل نزد اهل لغت آن است كه مس كند مرد زن را و حال آن كه او شيرده بود . و بعضى ، معنى غيل ، ارضاع حامله و جماع في حال الحمل گفته است . و معنى يدعثره ، يُسقط است . بالجمله ارضاع حامله و جماع مرضعه عقلا و نقلا منهىٌ عنه است و اگرچه هم از حديث ديگر كه در همان باب مشكوة مذكور است تجويز غيله نيز معلوم مىشود ، ليكن چون حديث نهى ، با حديث رخصت ، تعارض كرده ، غلبه ، نهى را باشد ، كما هو قانون أصول المحدِّثين ، مع آن كه حديث نهى ، عقلًا نيز قوت دارد ، پس عمل بر اين اولى است ، خصوص اغنيا را كه قادر بر استرضاع و تعدد مواقع‌اند . اما كسى كه به جز يك زن ، ديگر نداشته باشد و بداشتن مرضعه وسعت ندارد ، احوط آن است كه وى نيز مهما امكن از اين كار محترز بود ، مگر عند شدت توفان كه مستلزم فساد تن . و خبر آن است اگر مباشر اين كار بود مىشايد و مرجو آن كه مأخوذ نگردد . از اينجا است كه در فقه ، منع از آن نكرده‌اند و شرّاح مشكوة ، در دفع تعارض از اين دو حديث ، تأويلات بسيار كرده‌اند ، اما خلّص كلام عند التحقيق همين است كه گفته شد . انتباه در بيان اغذيهء مرضعه و هر چه بدان مضر است هر گاه مرضعه موصوفه دست دهد ، بايد كه يك هفته قبل از ارضاع و اقلا تا سه روز ، اغذيهء مناسبه وى را دهند و ضارّه باز دارند ، تا عند ارضاع ، شير او نيك باشد و بهترين اغذيه گندم است و خندروس و گوشت بره و بزغاله و ماهى كه بىعفونت و بىصلابت باشد و امثال آن هرچه حسن الكيموس بود . و از بُقول ، كاهو نيك است و از فواكه ، بادام و فندق مفيد . و بدترين بُقول وى را جرجير است و خردل و بادروج ، زيرا كه اينها مُفسد شيراند . و نعناع نيز خالى از فساد نيست . و بايد كه امر كنند مرضعه را به رياضت معتدل و استحمام معتدل ملايم و دَلك مناسب . و قطعا تعب و غم و همّ بايد كه به او نرسد ، اما گاه گاه غضب سبك در حق وى خاصه كه بارد مزاج بود مفيد دانند . انتباه در تدبير شير غير صالح هر گاه كه شير غليظ و كريه الرائحه بود ، طريق دادن وى آن است كه در ظرفى بدوشند و اندر هوا بگذارند زمانى شايسته و بعده بنوشانند . و مرضعه را سكنجبين بزورى كه به ملطّفات ، چون فودنج و زوفا و حاشا و صعتر جبلى پخته باشند بدهند . و طريخ كه قسمى از ماهى است بخورانند . و از اطعمه ، هر چه ذى تلطيف بود اطعام فرمايند . و بودن قليلى فجل اندر طعام وى لازم دانند . و سه چهار روز در ميان ، به قى كردن امر نمايند به سكنجبين و آب گرم خورده .