محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
367
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
عجز قوت ثدى ، كه قادر نيست بر آن كه خون را سپيد كند كما ينبغى . و مراد از احمر ، سپيد به سرخى مائل است و اگر قوت در غايت عجز بود ، خون سرخ به جاى شير مىآيد . چهارم آن كه طيب الرائحه بود ، چه ، حامض الرائحه و كريه الرائحه و عفص الرائحه دليل رداءت است . پنجم آن كه حلو الطعم بود ، بهر آن كه وى دليل جودت دم و عدم استيلاى خلط ديگر باشد و شير مائل به حرارت ، از غلبهء صفرا بود و مائل به ملوحت ، از اختلاط صفرا به بلغم و مائل به حموضت ، از بلغم يا سوداى حامضين . ششم آن كه متشابه الاجزا بود ، زيرا كه وى دليل تشابه فعل فاعل باشد در شير و هو المحمود . هفتم آن كه كثير الرغوة نباشد ، زيرا كه وى دليل كثرت رياح باشد . اما هر گاه مرضعه صالح اللبن دست ندهد ، تدبير اصلاح وى كنند به آنچه گفته شود عن قريبٍ . شرط ششم آن كه وضع حمل مرضعه در مدت طبيعى بوده باشد ، يعنى نهم ماه زائيده باشد ، يا در مدتى كه وى بدان معتاد بود و تولد فرزند او در آن مدت بىگزند بوده باشد ، زيرا كه اين امر دليل صحت خون حيض و صلاح حال رحم است . و در صلاح حال شير اينها را اثر تمام است ، چه ، خون طمث مادهء لبن است و صلاح و فساد اصل ماده ، تعديه مىكند در ما يتولد عنه . و كذا رحم از آن كه مشاركت دارد به ثدى ، فساد او باعث فساد لبن مىشود ، پس صحت حال آن نيز اشد مطلوب باشد . از اينجا است كه شيرى كه از اسقاط بود ، دادن آن به طفل ممنوع است و به دستور ، مرضعه كه معتاد به اسقاط بود شير او نيز غير مجوز است ، اگرچه شيرى كه مىدهد از مستكمل الوضع بود ، لأن اعتياد الإسقاط يكون بفسادٍ في دم الطمث أو في الرحم . شرط هفتم آن كه مرضعه كه شير او مىدهند ، پسر زائيده باشد ، يا اكثر عادت او زائيدن پسر بود ، اگرچه بالفعل دختر زائيده باشد ، زيرا كه اعتبار ، اكثر است . و بايد دانست كه اعتياد به ولادت ذكور ، دليل صحت دم طمث است و وفور حرارت غريزى است ، بهر آن كه تكوّن ذكر نمىباشد مگر از دم نضيج صحيح قوىّ . و بعض اطباى حاذق بر آناند كه شير پسر ، جهت دختر و شير دختر ، جهت پسر بهتر است ، لتعادل المزاج . شرط هشتم آن كه ما بين وضع مرضعه و بين رضاعت مدت متوسط گذشته باشد ، نه بعيد العهد بود و نه به غايت قريب العهد ، چه ، در بعد عهد بنا بر كبر ولد و استغناى وى از لبن ، عنايت و توجه طبيعت در توليد شير قلّت مىپذيرد . و در اقرب عهد ، ظاهر است كه شير متغير مىباشد و مزاج صاحب شير ضعيف ، در اين هر دو صورت ، لبن محمود نباشد ، پس زمان متوسط ، احسن باشد و آن در اكثر ، بعد چهل روز است از وضع ، تا مضى هفت ماه . شرط نهم آن كه هنگام ارضاع ، از جماع و هر چه باعث فساد شير باشد بپرهيزند و مُفسدات شير ، همه مكروهات نفسانى و موذيات بدنى است . و از مأكولات ، آنچه غير مناسب است ، گفته خواهد شد در آخر اين مبحث . و معلوم نمايند كه قوىترين مُضرّات شير ، جماع است ، بهر آن كه خون حيض از آن به حركت مىآيد و افساد رائحه لبن و تقليل مقدار او مىنمايد .