محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

366

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

و بايد كه حسن اللون باشد ، چه ، خوبى رنگ تابع اعتدال مزاج است . و ايضا قوى العنق و واسع الصدر باشد ، چه ، اين امر دليل قوت دِماغ و دل است . و بايد كه عضلاتى بود ، يعنى عظيم العضله باشد ، زيرا كه اين ، دليل وفور حرارت غريزى است . و ايضا صلب اللحم باشد ، زيرا كه سختى گوشت ، نشان قلّت رطوبت فضلى است و اين چنين ابدان صحيح باشد و عفونت كمتر قبول كند . شرط سوم آن كه به اخلاق محمود و حسن متخلِّق باشد مرضعه . و از انفعالات نفسانيه رديّه ، چون غضب و غم و جبن و امثال آن زود منفعل نشود ، كه اين دليل اعتدال مزاج است . و چون سلامتى بدن و نفس و صحت مزاج در نيكى شير دخل تمام دارد آن حضرت صلى الله عليه و سلم نهى فرموده‌اند از استرضاع مجنونه ، كذا قال الشيخ في القانون و ينادي ذلك بأعلى الصوت على إيمانه رحمة اللّه عليه و ليكن حسن خاتمه أمرٌ مبهمٌ و سوى المبشرين كلهم سواء في هذا الأمر كما عرفت في العقائد . شرط چهارم آن كه صالح الثديين بود و صلاح در پستان اين است كه مجتمع بود و متوسط العظم بود و مسترخى نبود و معتدل در صلابت و لين باشد ، زيرا كه بودن پستان بدين هيئت ، دليل اعتدال مزاج او است . شرط پنجم آن كه شير وى معتدل القوام و المقدار بود و سپيد رنگ و شيرين مزه و پاكيزه بوى و متشابه الاجزاء و قليل الرغوت باشد . و بايد دانست كه رعايت اين شرط در اختيار مرضعه اهم‌ترين مهام است ، زيرا كه غذاى طفل شير است ، پس احتياط در وى واجب باشد . و هر گاه اين شرط يافته نشود اگرچه ديگر شرائط باشند نتوان مرضعه را اختيار كرد ، زيرا كه عمده‌ترين شرائط همين است و چون اين موجود شود ديگر شرائط نتوان اختيار نمود كما مر . و معلوم نمايند بعض نساء شابّه صحيح البدن‌اند كه مزاج ثدى آنها ضعيف باشد يا ردىّ و بدان سبب شير كه در آن متولد شود فاسد بود و بسا ضعيفه غير شابّه‌اند كه مزاج ثدى آنها به غايت قوى باشد و شير صالح در آن پيدا گردد . و شير صالح را هفت نشان است : يكى آن كه معتدل القوام بود و امتحان وى آن است كه بر ناخن قطره نهند اگر سيلان گيرد رقيق است و اگر ثابت شده ماند غليظ است و اگر مائل به سيلان شده متوقف ماند معتدل است . و ظاهر است كه اعتدال قوام دليل كمال نضج و تعادل جبنيت و مائيت است . دوم آن كه معتدل المقدار بود ، زيرا كه افراط قلّت ، دليل يبس مزاج و ضعف قوت فاعلهء او است و افراط كثرت ، دليل زيادتى رطوبت است و فرط رطوبت باعث سرعت قبول عفونت و فساد . پس متوسط بينهما مستحسن باشد . سوم آن كه سپيد رنگ بود ، چه ، سفيدى او دليل كمال احالهء ثدى باشد لحصول المشابهة بين الغاذي و المغتذي . و هرچه غير بياض است نيكو نبود ، اما كمد ، دليل برد و سوداويت است و اخضر ، دليل كثرت سودا با جمود غير قويّه ، چه ، جمود قوى مسوّد مىباشد و اصفر ، دليل صفراويّت است و احمر ، دليل