محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
344
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
بلكه بهر آن است كه چون روح در يقظه به ظاهر تن متحرك مىباشد به مصاحبت وى مواد رقيقه نيز به خارج مىگرايند و از آن كه ظاهر بشره به توجه حرارت گرم شده حبس آن مواد نمىنمايد و بالضرور سائل شده برمىآيد به عرق ، پس تعريق نوم احمد و اوفر باشد ، لأنه صادرٌ عن فعل الطبيعة و قوة قواها . فائده در بيان استدلال نمودن از حال خواب و بيدارى بر مزاج بدانند كه كثرت بيدارى نشان حرارت و يبوست مزاج است و كثرت خواب نشان برودت و رطوبت و اعتدال بينهما نشان اعتدال است در كيفيات اربعه . و معلوم نمايند كه گاه از صورت واقعه كه در خواب ديده شود استدلال مىكنند بر احوال مزاج ، به شرطى كه قرائن ديگر نيز بر آن گواهى دهد و سبب رؤيت ، تغيّر مزاج روح باشد ، از سوء مزاج ساذج ، يا مادى . و تحقيق كلام در اين مقام آن است كه ديدن خواب كه به تازى رؤيا گويند سه گونه است ، چنانچه به سه مشاهده گفته مىشود ، پس آنچه از تغيّر مزاج روح باشد استدلال بدان بر حال نتوان كرد و فرق بينهم از ديگر وجوه توان كرد . مشاهده ، اندر رؤيا كه به سير عالم مجردات روى نمايد نفس ناطقه را پوشيده نماند كه نفس انسان را علاقه به مبادى خويش هست ، اما بنا بر تعلقات جسمانى از آن محجوب مانده و از وصل دوام مهجور گشته ، ليكن گاه باشد كه از عنايت جامع المتفرّقين به واسطهء رياضت ، يا بدون آن ، وى را تجرّدى از اين عالم دست دهد و به مأواى خود كه عالم ارواح و مثال و عالم مجردات است متصل مىگردد و از كليات امور چند كه در عالم ارواح و لوح محفوظ ثابت است و بدين تناسب دارد به وجهى از وجوه مطلع شود و قوت متخيّله فى الحال آن را متصوّر به صورتى سازد كه مناسب آن چيز باشد ، پس آن صورت به حس مشترك درآيد و مشاهده گردد ، بعده حس مشترك آن را به خزانهء خود كه خيال است بسپارد و خيال ، محافظت آن نمايد و در حال بيدارى ياد آورد ، پس اگر ميان آن صورت و ذى صورت ، شدت مناسبت و ملايمت باشد آن خواب را حاجت به تعبير نيست و هر گونه كه مشهود شده بعينه ظهور كند و اين سير در عالم ارواح بيشتر افتد . و اگر مناسبت و ملائمت در ميان آن صورت و ذى صورت ، نه بر وجه اتم و اكمل باشد ، آن هنگام محتاج تعبير باشد ، چنانچه مار را در خواب تعبير به مال كردهاند ، به مناسبت آن كه هر دو دشمن آدمىزاداند و لبن را تعبير به علم نمايند به مشابهت آن كه هر دو مفيداند . و اين قسم رؤيا مسمّى است به رؤياى صادقه و از خواص اين رؤيا است كه چون نزد كسى بيان كنند اول بار آن كس تعبير كند به همان نهج كه تعبير كرده باشد واقع شود در اكثر . از اينجا است كه در حديث شريف به تأكيد عنيف وارد شده كه رؤيا را نزد نادان كه واقف بر تعبير نباشد نشايد گفت و اصحاب كرام رض دايم خوابهاى خود را به حضور پر نور حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و سلم ظاهر مىكردند و تعبير آن از آن جناب عرفان مآب مستفاد مىگشتند . بالجمله رؤياى صادقه كالوحى است ، خاصه رؤياى صلحا و اتقيا . مشاهده ، اندر رؤياى تخيّلى بايد دانست بسيار باشد كه در بيدارى