محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

345

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

صورتى در خيال آيد ، پس همان صورت را در عالم خواب ، حس مشترك مشاهده كند ، يا آن كه معنىاى از معانى به حافظ درآيد ، پس متخيّله آن را مصوّر به صورتى سازد و بر حس مشترك عرض دهد و اين را رؤياى كاذبه و اضغاث احلام گويند و هيچ اعتبار ندارد و اثرى بر وى مترتّب نگردد . مشاهده ، در رؤيائى كه بنا بر تغيّر مزاج روح واقع شود و اين يا از سوء مزاج ساذج شود ، يا از سوء مزاج مادى . اما تغيّرى كه از سوء مزاج ساده بود ، اگر به واسطهء حرارت باشد ، وجه در آن آن است كه چون روح مشتعل گردد و قوت متخيّله آن را مصور سازد به صورت چيزهاى گرم كه در بيدارى مشاهده كند ، بنا بر رعايت مناسبت ، پس در خواب آتش و آفتاب و برق و صاعقه و امثال اينها بيند . و اگر به واسطهء برودت باشد ، وجه در آن آن است كه چون روح سرد شود و جمود در آن پديد آيد فى الحال قوت متخيّله او را به صورت چيزهاى سرد كه در بيدارى ملاحظه نموده مصور سازد ، بنا بر رعايت مناسبت ، پس در عالم خواب برف و يخ و باد و باران و امثال آن بيند . اما تغيرى كه از سوء مزاج مادى بود ، اگر ماده صفرا باشد ، هر آئينه روح به حرارت آن مشتعل گردد ، بخارات زرد از وى منفصل شود و قوت متخيّله آن را به صورتى كه مناسب آن باشد متصور سازد و بر حس مشترك جلوه‌گر گرداند ، پس در خواب زردى و گرمى و پرواز نمودن و امثال آن بيند . و اگر ماده خون باشد ، به همين طريق سرخى و گرمى و خون‌ريزى در خواب بيند . و اگر مادهء بلغمى باشد ، آب سرد و سرما و برف و باران و سپيدى و امثال آن بيند . و اگر ماده سودا بود ، سياهى و تيرگى و ترس و وحشت و هولناكىها و از بلندى به پستى افتادن و جز آن در نوم بيند . تذكير پوشيده نماند كه چون صاحب كتاب ، تدبير جماع را ذكر نكرده ما نيز در اينجا اطالت نكرديم و ليكن از آن كه در قسم رابع سته ضروريه كه متضمن بيان حركت و سكونت و حركت جماع را نيز ماتن در آنجا ذكر كرده تدبير وى مجملا همان‌جا گفته شد به علاقهء مذكور ، فمن يطلبه فليرجع إليه . الفصل الخامس في التدبير بحسب الفصول فصل پنجم ثابت است در تدبير انسان ، مطابق فصل‌هاى سال و چون در فصل دوم از مقالهء سوم كه متضمن بيان اسباب ستّهء ضروريه است ، ذكر فصول اربعه و تحديد آن ، چه به طور حكما و چه به طور اطبا ، مع تأثيرات فصل‌ها و ديگر فوائد گفته‌ايم در اينجا هر چه تعلق به تدبير دارد گفته مىشود : و مراد از فصول در اين محل همان است كه به طور اطبا قرار يافته . أما الربيع ، فإنه يبادر في أوله إلى الفصد و الإسهال و يحترز فيه عن كل ما يسخّن و يرطّب اما ربيع ، پس بايد كه در ابتداى آن مبادرت كنند به فصد و اسهال و پرهيز نمايند در آن از هر چه مُسخّن و مُرطّب باشد . فائده [ سبب امر به تنقيه در ربيع ] پوشيده نماند كه در ربيع به سبب حرارت لطيفه كه در طبع وى است موادى كه در شتا بنا بر قوت برد بسته بود مىگدازد و سائل مىگردد و به واسطهء گداختن ، حجم آن زياده مىشود و آثار آن به ظهور مىرسد ، لهذا پيدا كند امراض مناسبهء طبع ، آن كه حاراند و به همين علّت ، جهت تقدمة الحفظ امر كرده‌اند اطبا به تنقيه ، تا از وقوع امراض مترقبه امن دهد . و تنقيه كه نسبت به اكثر امزجه سهولت دارد فصد است و اسهال ، لهذا