محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

326

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

تدبير اصحاء سكران هر گاه بىهوشى سكر غالب آيد زود به تدبير هوشيارى كوشند و آنچنان باشد كه آب سرد و سركه چند كرّت متواتر بنوشاند يا ماء مصل و رائب حامض بنوشانند و صندل و كافور بويانيدن و مبردات رادعه چون روغن گل نجل خمر بر سر ماليدن سودمند است . فائده [ ايجاد قى در زمان بقاى شراب در معده ] اگر شراب در معده باقى بود بايد كه نخست قى كنانند تا سبب سكر زائل شود و بعده به علاج سكر پردازند و در اين حالت بايد كه بهر قى آب سرد نوشانند تا با وجود اخراج ردع بخار و منع تصاعد او نيز كند . و اگر معده خالى باشد از شراب زنهار قى نه‌فرمايند كه تحريك معدهء خالى از شراب بجز تصعيد ابخره سودى نمىدهد ، پس در اين صورت بر عادت فقط قناعت ورزند . و نشان بودن شراب در معده از قرب زمان شرب و امتلاى معده و جز آن پوشيده نيست . انتباه [ استفاده از مسكرات در ضرورت ] هر گاه شخصى محتاج به علاج مولم باشد و تحمل آن ندارد ناگزير وى را به اسكار شديد مست نموده معالجت بايد كرد و آنچه به اين كار آيد آن است كه آب شيلم در شراب انداخته بدهند با ساتيرج كه به لفاخ مسمى است و افيون و بيخ هر واحد نيم درم و جوزبوا و مشك و عود خام هر واحد قيراطى جمله كوفته و به هم آميخته به قدر حاجت از اين در شراب آميخته بخورانند يا بيخ اسود و قشور بيروج در آب بجوشانند تا سرخ شود و با شراب آميزند و بدهند . تدبير خمار بايد دانست كه خمار عبارت است از آن كه شراب منهضم نشود و فضلهء او در معده بماند و بخار او سوى دماغ برآيد ، پس اگر به اين فضله رطوبت مختلط شده باشد ، احداث مىكند صداع و ثقل در سر . و اگر صفرا با فضلهء مذكور مختلط گشته ، پيدا مىسازد تهوع و قى . و ازالهء خمار به قى و اسهال توان كرد و بهر قى سكنجبين در طبيخ شبت انداخته دهند و مكرر قى فرمايند تا معده پاك شود . و بهر اسهال هرچه جامع بود در تنقيه بلغم و صفرا بايد داد ، مع رعايت مزاج ، مثلا محرورى را آب انارين مع قليلى سقمونيا دهند و مبرودى را ايارج فيقرا را به سقمونيا تقويت داده . و اگر قى و اسهال سود ندهد و فضله را از معده بر نيارد و بلكه به سبب تحريك مزيد تهوع و قى گردد بايد كه قدرى طعام ملايم خورانند و چون ساعتى بگذرد قى فرمايند تا فضلهء شراب به طعام مخلوط شده مندفع گردد و بعده معده را قوت دهند به اشربهء مقويه كه مطفى حرارت و قاطع بخاراند ، چون شربت انار و سيب و به و غوره و امثال آن . و بايد كه اين شربتها به آب سرد آميخته به كار برند تا سريع النفع باشد . و بهترين چيز در اين باب نقاعى است كه از كشك شعير و قدرى سنبل الطيب سازند . و اگر قليلى از آب غوره يا آب ليمون و قدرى آب در اين نقاع ممزوج نمايند به غايت نيك باشد . و تدارك به پاشويه و دلك قدمين و تقويت سر به تمريخ ادهان مناسبه توان كرد ، كما هو مذكور في الصداع الخمارى . الفصل الثاني في الرياضة و الدلك فصل دوم از مقالهء پنجم ثابت است در بيان رياضت و دلك : أما الرياضة فهي حركة إرادية تضطر إلى التنفس العظيم اما رياضت ، پس او نزد اطبا حركت ارادى است كه مضطر كند انسان را به سوى تنفس عظيم . و شيخ در قانون در اين تعريف تواتر نفس