محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
312
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
بنا بر رقّت و زلق در طعام ما تقدم نفوذ كند و ميل به انحدار نمايد و همراه خود آن غذاى غليظ متقدمه را نيز مندفع سازد . و نيز مىتواند كه بنا بر غلظت غذا ، راه در آن نيابد و مزلق سازد ، ليكن فاسد شود و فاسد كند به علتى كه در تقديم غليظ گفته شد بر لطيف . و بدانند كه آنچه منع جمع بينهما ذكر يافته منوط به همان است كه بُعد زمانه بينهما كثير نباشد ، چه اگر فصل كثير بود ، ضرر ندارد ، كما مر آنفا . و ايضا بدانند كه اگر در غذاى متفق در هضم كه يكى از آن شيرين باشد يك جا خوردن اتفاق افتد حلوا را مقدم بايد داشت ، بهر آن كه اعضا بنا بر آن كه خود شيريناند غذاى شيرين را زود جذب مىكنند ، پس اگر تقديم در آن نشود و قبل او غذاى ديگر خورده شود لابد همراه حلو ، بعض اجزاى غير حلو نيز غير منهضم خواهند رفت و اين معنى باعث فساد عظيم است . و اگر گويند : شك نيست كه اجزاى حلو نيز چون غير منهضم به جگر مىرود موجب فساد مىشود كما قال الشيخ : الغذاء الحلو تنشره الطبيعة قبل النضج فيفسد الدم پس در تقديم حلو هيچ نفع نباشد و نفوذ اجزاى غير منهضم غذاى غير حلو به مثابه نفوذ اجزاى غير منهضمهء غذاى حلو بود در افساد ، جوابش آن است كه استكثار حلويات شك نيست كه سُدّه مىآرد و خون را فاسد مىسازد و لهذا گفتهاند كه : مستكثران حلويات ، زود زود محتاج به اخراج خون مىشوند و ليكن از آن كه چيز شيرين مرغوب و محبوب طبيعت است ضرورى ، در غايت شر نمىباشد ، به خلاف غير او كه اگر چه به طفيل جذب حلو منجذب مىشود اما چون نامنهضم و غير مرغوب اعضا است شرّ كثير مىآرد ، پس تأخير او ضرورى باشد و تقديم حلو كه مانع نفوذ غير مرغوب مىشود قبل از هضم ، بىفائده نباشد . قاعده در بيان آنچه احداث سده مىكند بايد دانست كه محدثات سُدّه بسياراند چنانچه در مبحث اسباب ذكر شده است و ليكن در اينجا آنچه ارتكاب او اكثرى است نموده مىآيد : بدانند كه اگرچه استكثار حلويات بالذات سدّه مىآرد اما تعقيب او مسدّدتر است لما مر . و قيد استكثار از آن شده كه تناول قليلى از حلو بعد طعام باعث جودت انهضام او است به سبب اشتمال معده بر وى به رغبت تمام و لهذا شرب شربت قندى بعد طعام مجوز بل بهتر دانستهاند ، همچنان شرب شراب بالاى طعام سُدّهآور است ، بهر آن كه چون سريع النفوذ است ، بالطبع قبل از آن كه طعام به هضم رسد نافذ مىگردد به جگر و از آن كه در معده چيزى از اجزاى غذا با وى مختلط شده آن نيز همراه او مىرود بنا بر خامى احداث سدّه مىكند ، پس مُسدّد فى الحقيقت غذاى غير منهضمه است ، نه شراب ، اما چون مُبَدرِق مُسدّد شده وى را نيز بالعرض مسدّد توان گفت . بالجمله سرعت و نفوذ شراب بالذات و سرعت نفوذ حلو بالقسر و هو جذب الأعضا . انتباه [ در مرغوبيّت حلويات براى طبيعت ] اطبا در مرغوبيّت حلويات دليل آوردهاند به آن كه اگر كسى طعامى بخورد و عقب آن غذاى شيرين خورد و بعد اندك زمان قى كند لا محاله اين شيرين پس از غذاى سابق خواهد برآمد و اين نيست مگر بنا بر شوق طبيعت به سوى او