محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

313

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

كما تفعل في خروج الدم عند افراط المسهل . قاعده در بيان آن كه بعض چيزها است كه تناول آن بعد بعض حالات منهى است بدان كه هرگاه رياضت متعبه كرده آيد يا غضب مفرط نموده يا هر چه مسخّن معده باشد جداً به عمل آورده ، وى را از اغذيهء هر چه سريع القبول است فساد را ، چون ماهى و مانند آن نشايد داد ، كه فساد يافته اخلاط را فاسد خواهد ساخت . از اينجا است كه گفته‌اند در اكل بطّيخ كه تناول او بايد كه بين الطعامين باشد ، بهر آن كه اگر خرپزه در جوع شديد مستعمل گردد چون سريع الاستحاله است به فساد از قوت حرارت معده زود فاسد مىشود . و به دستور اگر معده بالطبع مفرط الحرارة بود آنجا هم تناول اين چنين اغذيه نشايد ، همين سبب است كه در بعض امزجهء حاره اغذيه غليظ زود گوارا مىباشد و اغذيهء لطيفه به عكس ، چنانچه عن قريب مفصل گفته آيد . انتباه [ مقدم بودن تجربه بر قياس ] بر طبيب واجب است كه پيوسته متأمل حال و مزاج معده باشد و هر شخصى را حسب عادت وى تدبير نمايد و اينجا تجربه را بر قياس مقدم دارد ، چه بعض ابدان و بعض امزجه را خواص مقرر شده كه قياس عقلى را در آن دخل نيست كما لا يخفى على المجرّبين . قاعده در بيان اختلافات امزجه و حال و حسب آن تدبير نمودن بدان كه بعضى كسان باشند كه ايشان را تناول قابضات قبل از طعام ضرورى باشد و اين مردمى باشند كه معدهء اينان مسترخى بود و غذا در وى لبث نكند تا وقت هضم زود برآيد . و كذلك بعضى كسان باشند كه ايشان را تناول قابضات بعد طعام لازم باشد و اين مردم سه گونه‌اند : يكى آن كه بعد تناول طعام در اكثر قى همىكند كه ايشان را تناول قابض بالاى غذا منع قى مىكند . دوم آن كه غذا در معده اينان دير بماند كه ايشان را خوردن قابض بر غذا تحريك به انحدار مىكند به عصر معده . سوم آن كه طعام در معدهء آنها متبخّر مىشود كه تناول قابض بعد غذا منع تصاعد بخار مىنمايد . از اينجا است كه در دُوار و سَدَر و صَرع خورانيدن كشنيز خشك و امثال آن عقب غذا لازم داشته‌اند ، لهذا قَرشى رح نوشته كه : هركه را فم معده ضعيف باشد و خواهند كه وى را تقويت دهند به اشربهء مقوّيه بايد كه او را نخست غذا دهند و عقب آن اشربهء مقويه نوشانند تا ملاقات اشربه به فم معده تا زمانى طويل باشد . اما آنجا كه تقويت تمام معده مطلوب باشد اشربهء مقوّيه هم قبل از غذا خورند و هم بعد از غذا . و كذا هر گاه به تعديل معده حاجت آيد اگر چه در اينجا واجب آن است كه اشربه معدّله قبل از طعام دهند اما افضل آن كه بعد وى نيز دهند جهت اطالت لبث ، چه قبل از طعام كه اشربه خورده مىشود از معده زود بگذرد و درنگ نمىكند كما لا يخفى . و ايضا بدانند كه بعض مردم باشند كه غذاى لطيف سريع الهضم در معده ايشان فاسد شود و غليظ زود گوارد و اين كسانى باشند كه معده اينان ذى ناريّت بود و اشياى لطيف را فاسد كند و بعضى بر عكس اين باشند . قاعده در ذكر اطعمه متناسبهء بر مزاج بايد دانست كه سوداوى مزاج را از اغذيه هر چه كثير الرطوبة و قليل الحرارة بود مناسب است به شرطى كه سوداى طبيعى بود ، اما اگر احتراقى باشد محتاج بود به تدبير كثير و در اين صورت اغذيهء دوائيه