محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
309
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
بايد ساخت ، زيرا كه غرض از چيز ظهور اثر وى است بالفعل چيزى را كه ما نزد معتدل مزاجان اين زمانه گرم خواهم يافت لا محاله حكم به حرارت وى مىكنم و قول مخالف را اعتبار ننمائيم به شرط تجربه كثير كه به محكومٌ عليه بودن سزاوار باشد . قاعده اندر اغذيهء دوائيه و اجتناب از آن مر صحيح را و جواب ايرادى كه بر فضيلت وى بر غذاى مطلق كردهاند و بيان جواز تداخل ضرورة . پوشيده نماند كه هر چه از جنس بقولى است يا از قسم فواكه ، وى غذاى دوائى است ، استعمال او صحيح معتدل را در تغذيه مستحسن نيست ، مگر بر سبيل تقدم حفظ ، كما مر ، اما منحرفان از اعتدال و استعمال غذاى دوائى كه مخالف مزاج ايشان باشد مناسب است ، از اينجا است كه تناول اين چنين اشيا مروج گشته لوفور وجود المنحرفين و عدم ضررهم بها به شرط استعمال المتضاد و اشبه فواكه به اغذيه حقيقيه انجير پخته است و انگور پخته و از اينها بنا بر كثرت تغذيه حصول ضرر كمتر متوقع است و كذا خرماى تر كه به تازى رطب گويند در شهرى كه مروج است اكل او قريب به غذاى حقيقى است و سواى اين سه چيز هيچكدام به اين مقام نيست . و اكثرى از فواكهاند كه معفّن دم و ردىّ الاستحالهاند و از اين جمله است مشمش ، يعنى زردآلو و خوخ ، يعنى شفتالو . سؤال شك نيست كه لحوم جمله حاراند و مسخِّن بدناند ، پس آنچه در اغذيهء دوائيه ذى حرارت مضرت است در اين نيز باشد . و ايضا معلوم شده كه اغذيه دوائيه معتدل مزاجاند و مصلح حال وى و مع ذلك بعضى از آن الَذ و اشهى است و گذشت هر چه الذ بود نافعتر باشد و اين چيز مستدعى برآنند كه وى بهتر از غذاى مطلق باشد و اصلا ضرر نكند . جوابش آن است كه گوشت اگرچه گرم است ليكن گرمى او به غايت كم است ، پس در بدن معتدل اثر نخواهد كرد اثرى كه خارج از اعتدال بود و پيدا است تا كه گوشت مأكول به هضم رود جزو بدن گردد چيزى از گوشت بدن نيز به تحليل خواهد رفت و چون نقصان در لحم تن افتد همانقدر حرارت و رطوبت نيز كم مىشود و حرارت و رطوبت مستحصله از لحم مأكول جبر نقصان وى مىكند و احداث حرارت زائده نمىنمايد و بالفرض اگر كيفيت زائد احداث كند چون به اعتبار قلّت كيفيت مذكور معتدٌبه نيست محسوس نمىشود و ساقط از اعتبار است . و از آن كه كلام در معتدلان مىرود تمسك بر افضليت غذاى دوائى نظر به تعديلش مستحسن نباشد به آنكه حصول تعديل در اغذيهء حقيقيه از امتزاج بعضى مصلحات نيز مىشود ، چنانچه مشهود است كه رمانيه به محروريان و تمريه به مبروديان با وجود تغذيه تام تعديل نيز مىدهد . و كذا استناد به التذاذ در افضليت غذاى دوايى موصل به مدعا نيست ، بهر آن كه غذاى حقيقى نيز لذيذ مىتواند شد ، پس فضيلت مخصوص به همين باشد و فرضا اگر غذاى دوائى الذّ باشد آن زمان هم بهتر از غذاى حقيقى نيست ، بهر آن كه ترجيح به لذت در آن صورت ثابت است كه ميان دو غذا تفاوت در فضيلت كمتر باشد و غذاى ناقص الفضيلة الذ بود ، پس مىتواند كه الذّيت وى تدارك آن نقصان قليله فضيلت نمايد ، به خلاف غذاى حقيقى و غذاى دوائى