محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

310

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

كه بينهما تفاوت در فضيلت بسيار است و هر چند دواى غذايى الذّ باشد اما بدان فضيلت نرسد . و فضيلت كه از غذا مطلوب است آن است كه اكثر اجزاى وى صرف بدل ما يتحلل شود و اين معنى لا محاله در غير غذاى حقيقى نباشد . و پوشيده نيست كه ذىلذت بودن شىء مخرج آن شىء از جميع مضار كه در وى است نمىتواند شد ، غايت آن كه بنا بر استلذاذ طبع و اقبال او بدان قلّت در آن مضار واقع مىشود و هو امر آخر . و مضار غذاى دوائى معلوم شده كه قليل التغذيه است و مع ذلك محدث كيفيتى زائد است در معتدل مزاج صحيح ، لهذا گفته‌اند : اجتناب از آن در صحت واجب است مر معتدلان را . و اگر در مباشرت آن خطائى افتاده زود تدارك آن بايد كرد به استخراج او به قى و اسهال يا به اصلاح او به استعمال مضادات ، اگر چه بر سبيل تداخل باشد ، چه هر چند تداخل مذموم است اما هر گاه در مباشرت او امن از ضررى كه مذمتش زياده از مذمت تداخل باشد ملحوظ بود مجوز بل لازم دانسته‌اند . قاعده اندر ترتيب غذا بدان كه بر حافظ صحت واجب است كه ترتيب در غذا نيز مرعى دارد و گذشت كه ترتيب محمود آن است كه اگر تناول اغذيه مختلفه اتفاق افتد چيزى كه نسبت به چيزى ميل به غلظ داشته باشد بايد كه اول بخورد ، چنانچه وجه آن مشروحا عنقريب ذكر يافته با فوائد كثير در شرح لا يجوز الجمع بين الأطعمة المختلفة و در اينجا منازعت موهومه كه در قول اطبا واقع است ذكر كنيم با فوائد ديگر كه رعايت ترتيب در آنها نيز واجب است . پوشيده نماند كه بعضى تقديم لطيف بر غليظ واجب دانند و بعضى بر عكس ، حجت اولين همان است كه گفته شد كه اگر غليظ را اول خورند لطيف بنا بر عدم نفوذ فاسد شود و افساد كند . و حجت آخرين نيز ذكر يافته كه هضم در قعر بيشتر است و در اعلاى معده كمتر ، هر گاه كه غليظ اول خواهند خورد فعل هضم قوى در غليظ خواهد بود و فعل هضم ضعيف در لطيف و هر دو در انهضام متشابه خواهند شد و هذا هو المقصود . و قرشى در رفع خلاف واقع بين القولين مىگويد كه : اگر تفاوت در غليظ و لطيف همين درجه است كه وقوع غليظ در قعر معده تدارك مىكند غلظ آن را و هضم او با هضم لطيف معا مىشود پس لا محاله تقديم اين‌چنين غليظ واجب است . و اگر بينهما تفاوت كثير باشد ، تقديم لطيف لازم يا تأخير لطيف تا زمانى كه غليظ نيم‌پخت شود ، كما ذكرناه مفصلا و إنما كررناه للتنبيه . و وجه ديگر در توفيق القولين آن است كه حكم بر تقديم هر واحد موقوف بر حال گرسنگى است ، چه اگر گرسنگى به درجهء اعتدال است و مفرط نيست واجب است كه لطيف را مقدم دارند ، مگر آن كه تفاوت بينهما در لطافت و غلظت به قدر تفاوت هضم اعلى و اسفل معده باشد كه در اين صورت ، احسن ، تقديم غليظ است . و اگر گرسنگى مفرط است و معده خالى از غذا و ايضا به سبب جوع ، انصباب مرار بر فم معده نشده ، واجب است كه غليظ را مقدم دارند . و قيد عدم انصباب مرار از آن