محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

24

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

دليل بر استحالهء تام باشد لمشابهتها إيّاها . و دليل ديگر بر فضيلت حمرت آن است كه حمرت دليل اعتدال حرارت است چنانچه صفرت دليل اشتداد حرارت و سودا دليل استيلاى برودت و بياض دليل فجاجة و خامى است . و حمرت خون طبيعى به حسب مكان نيز متفاوت مىباشد آنچه در قلب و شرائين است ناصع الحمرت است نسبت بدانچه در آورده و كبد است و إلا في الحقيقة خون طبيعى قانى است هر جا كه باشد زيرا كه ناصع الحمرة صفرا است يعنى مائل به شقرت و زردى و آنچه در كبد و آورده است قانى است يعنى سرخ محض كه شائبهء زردى و سياهى در وى نباشد و سرخى اين نسبت به سرخى خون شرائين غليظ مىباشد . و صفت دوم آن است كه بوى متعفن و بوى ترش و مانند آن روايح رديّه نداشته باشد و إنما ذكر النتن على سبيل المثال و مع ذلك بايد كه عديم الرائحه نيز بود كه اين دليل غلبهء برودت است . و صفت سوم آنكه معتدل القوام باشد يعنى قوام او متوسط بود ميان قوام صفرا و بلغم نه همچون صفرا رقيق بود و نه چون خلطين ديگر غليظ ، زيرا كه رقيق مفرط صلاحيت غذائيت عظام ندارد و غليظ مفرط شائستگى تولد روح ندارد و المعتدل يصلح لهما و چون اين صفت در غايت ظهور بود مؤلف بيان نكرده است . و صفت چهارم آن است كه شديد الحلاوة و شيرين باشد يعنى لذيذ بود و طعم او شبيه به طعم چيزى شيرين باشد چون عسل و شكر نه آنكه شيرينى او مثل عسل و شكر باشد . و نفع حلاوت وى آن است كه اعضا آن را زودتر و بيشتر جذب كنند زيرا كه اعضا همه شيرين‌اند مگر آنكه در بعض اعضا با وجود حلاوت مرارةمّا محسوس مىشود همچون عسل كه چون زياده از حد معين بجوشانند تلخى زند و در بعضى عفوصةمّا و در بعضى تفاهةمّا چنانچه فواكه شيرين بعضى به عفوصت مائل است همچون بسر يعنى خرماء خام و بعضى به تفاهت همچون تربز . أمّا غير الطبيعي فهو الذي يخالفه و امّا دم غير طبيعى آن است كه مخالف طبيعى باشد و اين غير طبيعى از دو حال بيرون نيست : يكى آنكه در جميع صفات طبيعى مخالفت داشته باشد مثلا سپيد منتن غليظ القوام معدوم الحلاوت باشد و اين را غير طبيعى مطلق ميگويند . و دوم آنكه در بعض صفات مخالف بود و اين را ناطبيعى در صفت مخالفت مىگويند مثلا اگر از حمرت معرّا باشد آن را ناطبيعى در لون گويند و اگر با نتن بود ناطبيعى در رائحه گويند و اگر متغير در طعم بود يا در قوام ناطبيعى در طعم يا در قوام گويند و بر اين قياس اگر مخالفت در دو صفت يا سه صفت باشد ناطبيعى را نيز به آنها مقيد سازند چنانچه گويند در مخالف در لون و رائحه إنّه غير طبيعيّ في اللّون و الرّائحة و قس عليه غيره . پوشيده و مخفى نماناد كه خون ناطبيعى دو قسم است : يكى از آن دو گونه آنكه چون فى نفسه بى يكى از اسباب بىامتزاج خلطى آخر از واترهء طبيعى بيرون آيد .